دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

gl/l (1098)

gl/l (1098)

وقتی اکولوژی موجود زنده ای مطالعه می شود هدف این است که معلوم شود چرا موجود مورد بحث در محیطهای خاص و تحت

دانش اکولوژی مطالعه توام محیط و موجود زنده را هدف اصلی خود قرار داده و برای نیل به این هدف از همه رشته های علمی که مستقلاً محیط و یا موجود زنده را مطالعه می کنند کمک می گیرد.

کلمه اکولوژی دارای دو ریشه یونانی Oikos (به معنای خانه یا محیط زیست یا مسکن طبیعی) و Logos (به معنای شناخت) است و برای نخستین بار به وسیله ارنست هکل زیست شناس مشهور آلمانی به سال 1869 به کاربرده شده است و معنی تحت الفظی آن بررسی محل زندگی موجودات زنده است. بیان کاملتری در بیان اکولوژی عبارت است از مطالعه روابط موجودات زنده به طور فردی یا گروهی با محیط اطراف و یا علم رباط بین موجودات زنده و محیط.

تعریف دیگر اکولوژی ؛ عبارتست از علمی که روابط متقابل موجودات زنده را از یک طرف و رابطه بین آنها و محیطی که در آن زیست می کنند از طرف دیگر مورد بررسی قرار می دهد . لذا اکولوژی در احوال موجوداتی که در خشکی یا در آب در حال زیستن اند با توجه به روابط با محیط آنها تحقیق می کند.

دامنه علم اکولوژی را می توان با توجه به سطوح مختلف حیات تعیین کرد . اگر این سطوح به صورت یک طیف مشخص گردد که از یاخته آغاز شده به ترتیب شامل بافت ، اندام ، موجود زنده ، جمعیت ، اجتماع ، اکوسیستم و بالاخره بیوسفر یا زیست کره باشد ، علم اکولوژی بیشتر با سطوح اخیر این طیف یعنی بعد از موجود زنده سروکار دارد.

اکوسیستم به منظور مطالعه رابطه بین موجودات زنده و محیط معمولاً تعدادی از گیاهان و جانوران را در نظر می گیرد که در مجموعه جامعه را می سازند . در هر اکوسیستم میان موجودات زنده و محیط زندگی آنها همواره پیوندی ناگسستنی برقرار است و هر آینه این پیوند از هم بگسلد دگرگونی و احیاناً انهدام جامعه مزبور را دنبال خواهد داشت . به آن قسمت که مسکن موجودات زنده باشد هابیتات گویند.

جامعه أی که نفراتش به گونه واحدی متعلق باشد دوام پذیر نتواند بود مضافاً این که هر منطقه أی که محل زیست انواعی چند از موجودات زنده گیاهی و جانوری باشد یک سلسله عوامل فیزیکی و شیمیایی وجود دارد که در ظهور و ادامه بقای انواع نقش تعیین کننده بر عهده می گیرد.

وجود تنوع در انواع هر منطقه به ثبات جامعه کمک می کند بطوری که افراد هر جمعیت نیازهای گوناگون خود را با حضور سایر انواع برآورده می کند و دگرگونی های فیزیکی محیط را بهتر تحمل می نمایند اما به هرحال ثبات اکوسیستم نسبی است و عواملی نظیر رشد و توسعه جمعیت ها ، عبور از مرحله بلوغ و تولید مثل و سرانجام مرگ و میر عواملی هستند که دگرگونی های دائم در وضع جامعه بوجود می آورند.

در هر اکولوژیک که سرانجام منجر به پیدایش جامعه ثابت می گردد وقوع هر مرحله با پیدایش گروه هایی جدید و ظهور تنوع در انواع افزایش حجم کل موجود زنده توام خواهد بود ظهور توالی به ترتیب تقدم در هر منطقه به ترتیب زیر قابل پیش بینی است.

در منطقه ابتدا موجودات زنده خاک ساز نظیر باکتری ها پا به عرصه وجود می گذارند ، سپس به ترتیب گلسنگ و خزه بوجود می آید . آنگاه گیاهان سالیانه ، گیاهان دائمی ، درختچه و سرانجام درختان تولید می شدند به تناسب ظهور چنین مراحل گیاهی جانوران نیز متوالیا بوجود می آیند. زمان بسیار زیاد از مرحله شنی تا تولید جنگلی معادل با یک هزار سال تخمین زده می شود . هرگاه سرزمینی را در نظر بگیریم که گیاهان و جانورانی قبلاً در آنجا می زیستند و اینک به شکل بایر درآمده است تبدیل چنین سرزمینی به علفزار در حدود پنجاه سال و پیدایش جنگل مدت دویست سال به طول می انجامد . خاطر نشان می گردد که ظهور هر سال از همان گیاه به تدریج موجبات فرسوده شدن خاک به طریق خاص فراهم می سازد.

وابستگی غذایی موجودات زنده را با یکدیگر می توان به حلقه های زنجیر تشبیه کرد که در آن انرژی از حلقه ای به حلقه دیگر منتقل می شود. به عبارت دیگر هر موجود زنده حلقه ای را تشکیل می دهد که اگر در ابتدا و در انتهای زنجیره قرار نداشته باشد انرژی لازم جهت ادامه حیات از موجود قبلی به دست می آورد در حالی که خود تامین کننده انرژی برای موجود بعدی می باشد . اولین حلقه را تجزیه کنندگان حلقه های بعدی را مصرف کنندگان و آخرین حلقه را تجزیه کنندگان تشکیل می دهند.

عوامل عمده که افراد هر اکوسیستم را به یکدیگر پیوند می دهند :

1ـ تغذیه 2 ـ تولید مثل 3ـ اتکا به تعاون متقابل

1 ـ تغذیه : به منظور تامین غذایی در صورتی که اکو سیستم در مرحله تعادل و ثبات خود باشد رابطه ای بسیار نزدیک میان گیاهان و جانوران آن منطقه که توده زنده آنجا را تشکیل می دهند با محیط زیست آنان که توده غیر زنده را می سازد بر قرار است این روابط موجبات پیدایش زنجیری به شکل حلقه را فراهم می سازد که در امتداد آن مواد غذایی از راه تولید انرژی به گردش در می آیند.

عاملی که ضامن ادامه انرژی در امتداد این حلقه یا زنجیره است انرژی ناشی از تابش نور آفتاب خواهد بود اما تنها بخش ناچیزی از انرژی خورشیدی در بوجود آوردن توده زنده به نحو مذکور در فوق مورد استفاده قرار می گیرد و قسمت عمده آن غیر قابل استفاده می گردد به طور مثال ضمن هضم مقداری ماده گیاهی به وسیله جانور قسمتهایی از آن بدون آنکه مورد استفاده قرار گیرد دفع می شود حتی قسمتی از مواد غذایی نیز که جذب بدن می شوند تبدیل به حرارت می گردد و از این رو در متابولیسم شرکت نخواهند جست بنابراین از مقدار معینی از گیاه که به وسیله جانور گیاه خوار به مصرف می رسد تنها بخشی به وزن بدن حیوان تبدیل می شود از این رو در امتداد زنجیره غذایی از تولید گیاه از راه فتوسنتز تا به انتهای زنجیره غذایی هر انتقال توام با از دست رفتن مقدار قابل توجهی از انرژی است وجود کیفیت مذکور در فوق الزاماً به تولید هرم های غذایی منجر می شود که قاعده آن نماینده وزن نسبی مقدار خاک مورد نیاز جهت تولید گیاه و راس آن نماینده وزن بدن جانور گوشتخوار خواهد بود.

لذا انتقال زنجیره غذایی از هر مرحله به مرحله بعدی از وزن نسبی آنها کاسته می شود که در واقع ضایعات انرژی را ضمن انتقال زنجیره غذایی منعکس می کند. هر سه عامل بسیار موثر به منظور برقراری تعادل در تراکم جمعیت جامعه به حساب می آید به طور مثال افزایش بیش از حد جانوران گوشتخوار از یک منطقه موجب کاهش جمعیت گیاه خواران می گردد. زیرا گوشت خواران از گیاه خواران تغذیه می کنند تعداد حیوانات گیاه خوار به سرعت رو به کاهش می رود و در نتیجه عذایی کافی برای رفع نیاز گوشتخواران وجود نخواهدداشت. کیفیت مذکور باعث می شود که تعدادی از جانوران گوشتخوار در اثر گرسنگی تلف شوند و جمعیت آن ها تقلیل یابد کم شدن جمعیت گوشتخواران به زیاد شدن تعداد گیاه خواران می انجامد زیرا از تعداد دشمنان طبیعی آنها کاسته شده است نتیجتاً جمعیت گیاه خواران رو به افزایش می گذارد اما علیرغم تغییرات کوتاه مدت به طور مذکور در فوق مجموع مقادیر جانوران و گیاهان یا به عبارت دیگر توده زنده کم و بیش در مدت زمان طولانی به طور نسبی پا بر جا می ماند.

در اکو سیستمی که در حالت تعادل قراردارد مجموع توده زنده تنها به اندازه لاشه و مواد پوسیده از خود بجای می گذارد که کافی برای غنی کردن خاک و یا اقیانوس باشد چنین کیفیتی موجبات پایداری هرم های مختلف غذایی را در آب و خاک فراهم می آورد در زنجیره های به هم پیوسته سریعاً تعادل خود را باز می یابند اما هرگاه اکو سیستم در معرض دگرگونی های بزرگی قرار گیرد از هم گسیختگی آن جبران ناپذیر خواهد گردید به طور مثال قسمت های وسیعی از جنوب شرقی ایران که اکنون به صورت دشت های خشک و کویرهای نمکی درآمده زمانی از لحاظ پوشش گیاهی غنی تر از امروز بوده است بدیهی است که از میان بردن یکی از زنجیره ها موازینه اکوسیستم را به هم می زند.

2 ـ تولید مثل : وسیله دیگری است که اعضای هر جامعه را به هم پیوند می دهد انتقال گرده از یک گیاه به گیاه دیگر وسیله تکثیر آن گیاه را فراهم می سازد پاره أی از حشرات تنها روی یک یا چند گیاه محدود می نشینند گل تعدادی از گیاهان نظیر لاله عباسی به نحوی ساخته شده است که برای قبول حشرات مناسب است وجود ارتباطی نزدیک به نحو مذکور در فوق میان دو یا چند موجود زنده که به گونه های مختلف تعلق داشته باشند ضامن ادامه حیات گیاهان و جانوران است بدیهی است که پیوند میان موجودات زنده به حفظ تعادل جمعیت کمک می کند به طور مثال هر گاه از تعداد حشرات کاسته شود موجب کاهش تولید مثل در گیاه می گردد و متقابلاً کاهش تعداد گیاه سبب عدم تامین غذای کافی برای حشرات خواهد بود.

در جامعه ای که قادر به توسعه بیشتر نتواند باشد تولید مثل مداوم موجبات پیدایش تراکم بیش از حد جمعیت می شود این کیفیت با مهاجرت مازاد جمعیت تضعیف پیدا می کند اما هرگاه به علت محدودیت جغرافیایی مهاجرت امکان پذیر نباشد نفراتی از آنها در اثر گرسنگی تلف می شوند و یا در اثر بیماری های همه گیر از میان می روند بیماری های همه گیر در جامعه پر جمعیت که از تغذیه کافی برخوردار نبوده فضای کافی برای زیستن در دسترشان نباشد به سرعت شیوع پیدا می کند بدیهی است حتی هر گاه بیماری در یکی از سطوح رخنه کند و سایر سطوح در امان باشند چون خلل در تداوم زنجیره غذایی پدیدار می گردد کلیه جمعیت های ساکن در منطقه که در سایر سطوح قرار دارند نیز دستخوش دگرگونی واقع می شوند.

3 ـ اتکا به تعاون متقابل : به منظور محافظت موجودات زنده نوعی تعاون در بین آنها بر قرار است گیاهان وسیله أی مناسب جهت اختفای بسیاری از جانوران از گزند دشمنان و همین طور به منظور فرار از شرایط نامساعد جوی به حساب می آیند هرگاه چنین حمایتی به نحوی کاهش یابد و یا این که به کلی از آنها سلب شود جانور و گیاه هر دو دچار صدماتی می گردند و به طور مثال چون در اثر تولید مثل جمعیت حشرات به اندازه ای افزایش یابد که دیگر محل کافی جهت اختفای آنها موجود نباشد بسیاری از آنها در معرض شکار پرندگان قرار می گیرند اما این کیفیت موجب کاهش رشد گیاهان نیز خواهد شد زیرا حشراتی که قبلاً وسیله انتشار گرده گیاهان بودند اینک در اثر شکار پرندگان از تعدادشان کاسته می شود و از این رو گرده افشانی به اندازه کافی صورت نخواهد گرفت.

تعاون به طریق مختلف صورت می گیرد پاره أی از جانوران به منظور ایمنی از گزند دشمنان طبیعی بحال استتار درآمده خود را شبیه گیاهان محیط می سازند.

تعدادی از پرندگان و پاره أی از پستانداران آواز سایر حیوانات را تقلید می کند این عمل به دو منظور دفاع و یا وسیله أی برای شکار مورد استفاده قرار می گیرد تعدادی از خرچنگها جهت حفاظت شکم نرم خود آنرا در صدف خالی به اندازه أی متناسب قرار می دهند گاهی عده أی از ماهی های راهنما کوسه ماهی را ضمن حفاظت به طرف شکار مورد نظرش راهنمایی می کنند در این میان انسان دگرگونی های بزرگی در رفتار جانوران و تربیت اهلی کردن آنها به منظور استفاده های گوناگون به عمل آورده است.

محیط : کلیه پدیده های حیاتی با مواد خام آغاز می گردد و مواد خام به نوبه خود از محتوی فیزیکی کره زمین سرچشمه می گیرند محیط حیات را از دو راه متاثر می سازد.

1 ـ از راه فراهم کردن مواد خام 2 ـ از راه تامین شرایط فیزیکی شیمیایی که در قالب شکل زندگی ریخته می شود.

محیط را به سه قسمت بخش می کنند :

1 ـ هیدروسفر : قسمت مایع کره زمین ، آب اقیانوسها ، دریاچه ها ، رودخانه ها.

2 ـ لیتوسفر : سازنده بخش جامد کره زمین .

3 ـ اتمسفر : به وجود آورنده بخش گازی اطراف کره زمین می باشد و هیدروسفر و لیتوسفر را احاطه کرده است. اورگانیسم به هر سه بخش فوق جهت کسب مواد خام نیازمند است.

هیدروسفر : آب فراوان ترین ماده معدنی سطح زمین را تشکیل می دهد و قسمت عمده ای از لیتوسفر و اتمسفر را می سازد انرژی تابش آب هیدروسفر را به صورت بخار در می آورد و وارد اتمسفر می کند بخار آب در اثر سرد شدن و تراکم در ارتفاعات به ابر تبدیل می شود و سرانجام از راه باران و یا برف مجدد به هیدروسفر باز می گردد.

لیتوسفر : این بخش از محیط دو وظیفه حیاتی به عهده دارد 1 ـ تامین کننده مواد معدنی مورد نیاز موجود زنده . 2 ـ تشکیل دهنده قسمت اصلی خاک . لیتوسفر محل سکونت موجودات خشکی زی به حساب می آید مواد معدنی و خاک نقش ویژه أی در ادامه حیات گیاهانی که در خشکی می رویند به عهده دارند.

اتمسفر : نظیر هیدروسفر در معرض گردش فیزیکی قرار دارد هوای گرم منطقه استوایی متصاعد می شود و هوای سرد قطبی به طرف زمین حرکت می کند ضمناً گردش زمین موجبات جابجا شدن توده هوا را فراهم می سازد . گردش شیمیایی اتمسفر به نوبه خود در ادامه زندگی اورگانیسم حائز اهمیت بسیار است.

الف : گردش اکسیژن اتمسفر به منظور تنفس مورد استفاده اورگانیسم قرار می گیرد نقش کلی اکسیژن در تنفس جمع آوری هیدروژن به منظور تولید آب است.

ب : حلقه کربن گازکربنیک اتمسفر منبع منحصر به فرد کربن به حساب می آید گاز کربنیک از راه فتوسنتز به پیکر موجود زنده راه می یابد . گازکربنیک از دو راه وارد محیط می گردد : 1ـ از راه تنفس 2ـ به وسیله احتراق در ماده غیر زنده آتش سوزی در جنگل.

موجودات زنده در حفظ ساختار و عمل طبیعت با یکدیگر همکاری و اتفاق عمل دارند این پدیده مفهوم تنظیم اکولوژیکی را تشکیل می دهد تنظیم اکولوژیکی دو پدیده مفهوم تنظیم اکولوژیکی را تشکیل می دهد در تنظیم اکولوژیکی دو پدیده توالی یا جانشینی و تاثیر متقابل جمعیتها بر یکدیگر از اهمیت ویژه أی برخورداند .

مراحل تغییر تدریجی یک اکو سیستم و تبدیل آن به اکوسیستم دیگر را توالی می گویند جمعیت مجموعه أی از موجودات زنده متعلق به یک گونه است که محل معینی را اشغال کرده اند مجموعه چند جمعیت مختلف اجتماع را تشکیل می دهد . در بررسی تغییرات یک جمعیت (در یک اکو سیستم) مطالعه تراکم جمعیت و عواملی که بر آن موثرند اهمیت فراوانی دارد. تراکم یک جمعیت تعداد افرادی است که در یک زمان در واحد معینی از یک مکان (از لحاظ سطح یا حجم) زندگی می کنند تراکم جمعیت را در یک سطح به وسیله رابطه تراکم مساوی نسبت تعداد به سطح محاسبه می کنند روش علمی برای بررسی تراکم یک جمعیت ( در یک اکو سیستم) روش نمونه برداری است. زاد و ولد و مهاجرت به داخل بر تراکم جمعیت می افزاید روش نمونه برداری است زاد و ولدها مهاجرت به داخل بر تراکم جمعیت می افزاید و مرگ و میر و مهاجرت به خارج کشور باعث کاهش تراکم آن می شود.

جانداران بر سر إذا مکان و غیره باهم رقابت می کنند تداخل عمل میان جانداران به صورتهای رقابت همزیستی و همیاری است تداخل عمل در موجودات زنده نشان می دهد که هیچ موجودی در تنهایی زندگی نمی کند.

تا زمانی که محیط کره زمین مقادیر کافی از آب یون های معدنی و گازهای اتمسفر را در برداشته باشند و شرایط مناسب برای ادامه کنش و واکنش برقرار باشد بخش زنده بیوسفر نه تنها قادر به تامین نیازهای اولیه غذای بلکه قادر به یافتن فضای مورد لزوم برای زیستن نیز تواند بود چنین فضایی از بخش هایی از هیدروسفر و لیتفوسفر و یا اتمسفر تشکیل می یابد.

4f/ss (67)

4f/ss (67)

حقوق فناورى اطلاعات

دوران مارا عصر اطلاعات یا عصر انفجار اطلاعات مى گویند و در این دوران جامعه اطلاعاتى در حال شکل گرفتن است. نقش مهم، تاثیر گذار و اساسى اطلاعات در دنیاى امروز توجه روز افزون و ویژه اى را مى طلبد و بر همین اساس فناورى اطلاعات جهت پاسخگویى به این نیاز ایجاد گردیده است .

فناورى اطلاعات دانشى است که به چگونگى گردآورى، پردازش ، ذخیره، مبادله و انتقال اطلاعات مى پردازد و حقوق فناورى اطلاعات زیر ساختهاى حقوقى لازم جهت حمایت از داده ها در چنین محیطى را فراهم ساخته و همچنین مسائل حقوقى مربوط به این دانش را تبیین مى کند .

امروزه اطلاعات به یک ثروت ارزشمند بنگاههاى اقتصادى و افراد مبدل گشته و هر تلاشى جهت حمایت حقوقى و حفظ و حراست از آنها یک نیاز اساسى و مبرم صاحبان این اطلاعات است و حقوق فناورى اطلاعات به این نیاز پاسخ مى دهد. بعلاوه تعبیه و ایجاد زیر ساختهاى حقوقى لازم جهت تبادل اطلاعات در فضاى مجازى نیز از وظایف وکارکردهاى این رشته حقوقى است . لذا تمام مسائل حقوقى راجع به نرم افزارها – پول الکترونیکى – تجارت الکترونیکى – بانکدارى الکترونیک – امضاى الکترونیکى، اینترنت و غیره در این رشته حقوقى مورد بحث قرار مى گیرد . حقوق براى تعیین ضمانت اجراى لازم جهت حفظ و حراست از حقوق ،اموال و دارائیهاى اشخاص در فضاى مجازى ، مقررات راجع به جرائم و مجازاتهاى رایانه اى رانیز ایجاد کرده است . در کنار جرائمى که در دنیاى عینى و ملموس رخ مى دهد جرائم دیگرى نیز وجود دارند که صرفاً در فضاى مجازى اتفاق افتاده و ویژگیها، شرایط و آثار و نتایج خاص خود را دارند .وجود جرائم رایانه اى ،تدوین و تصویب قوانین مجزا و خاصى را لازم مى داردکه این مسائل نیز در این رشته حقوقى مورد بحث و بررسى قرار مى گیرد.

حقوق فناورى اطلاعات ارتباط بسیار نزدیک و وسیعى با حقوق مالکیتهاى معنوى دارد چراکه خود اطلاعات و دانشى که گردآورى ، پردازش ، ذخیره و مبادله این اطلاعات را میسر مى سازد در بیشتر موارد تحت عنوان مالکیتهاى ناملموس و معنوى مورد حمایت قرار گرفته وقانونگذار علاوه بر شناسائى حقوق انحصارى براى صاحبان این اموال، ضمانت اجراهاى شدید مدنى و کیفرى را نیز براى ناقضین این دسته از حقوق تعیین کرده است. لذا در بررسى حقوق فناورى اطلاعات، حقوق مالکیتهاى معنوى نیز تا آنجا که مربوط بدان مى شود (بویژه در خصوص حمایت از کپى رایت و اسرار تجارى) مورد بحث و بررسى قرار خواهد گرفت. در میان همه موضوعات مختلف مربوط به فناورى اطلاعات، نرم افزارهاى رایانه اى نقشى مهم و اساسى دارند. نرم افزارها هم از جهت اهمیت وارزش ذاتى خود و هم از جهت نقشى که در دیگر رشته هاى فناورى اطلاعات دارند اهمیتى مضاعف مى یابند چراکه در تمامى مسائل مربوط به تجارت الکترونیک ،‌دولت الکترونیک – پول الکترونیکى و غیره، نرم افزارها هستند که بیشتر امور مربوط بدانها را انجام داده یا انجام آنها را تسهیل مى کنند و در یک مقیاس وسیع در روند حرکت بسوى جامعه دانایى محور نقشى اساسى و مهم داشته و تکوین چنین جامعه اى راتسهیل مینمایند .

بنابراین اگر نرم افزار را سرآمد فناورى اطلاعات بدانیم سخنى بگزاف نگفته ایم. آنچه که ما در این مقال درصدد تبیین آن هستیم بررسى جنبه هاى مختلف حقوقى موضوعات گوناگون فناورى اطلاعات است و باتوجه به نقش و اهمیت نرم افزارهاى رایانه اى در ابتدا به حقوق نرم افزار مى پردازیم.

حقوق نرم افزار:

– نرم افزار در یک تعریف کلى عبارتست ا ز مجموعه دستور العملهایى که به منظور انجام کارى به کامپیوتر داده میشود. و صرفنظر از این تعریف و یا تعاریف دیگرى که در مورد نرم افزار وجود داشته یا مى تواند وجود داشته باشد ،‌معنا و مفهوم نرم افزار ازنظر عرف مشخص و روشن است. مرسوم است که درمورد کامپیوتردو اصطلاح سخت افزار و نرم افزار را بکار مى برند و سخت افزار به دستگاهها و ابزار مادى، ملموس و عینى و نرم افزار به جنبه هاى غیر ملموس و غیر مادى کامپیوتر مربوط مى شود.

– نرم افزارها انواع و اقسام مختلفى دارند که از آن جمله میتوان از سیستم عامل (که رابط و واسطه بین سخت افزار و نرم افزار است) و نرم افزار هاى کاربردى (که براى انجام کارهایى که نیاز خاصى را از کاربر برطرف مى سازند،‌استفاده مى شود همانند نرم افزارهاى مالى و یا غیر آن) نام برد ، ولى همگى نرم افزارها از یک جهت ،بسیار به یکدیگر شباهت دارند و آن اینکه براى ساخت وتولید یک نرم افزار انجام مراحل مختلف و گاه پیچیده اى (که به آن مهندسى نرم افزار گفته مى شود) لازم است و همچنین پیچیدگى و تنوع کار در عین اینکه تخصص هاى ویژه خود را مى طلبد، به نرم افزار در بین آثار موضوع حقوق مالکیتهاى معنوى تشخص و اصالت خاصى مى بخشد . لذا انجام وطى مراحل تحلیل، طراحى، برنامه نویسى- تست (و تکامل) در فرایند تولید هرنرم افزار ضرورى است. تردیدى نیست که انجام این مراحل علاوه بر نیاز به نیروى انسانى کارآزموده و متبحر، مستلزم در اختیار داشتن سرمایه و منابع مالى لازم و کافى بوده و در عین حال مدیریت قوى و کار آمدى را لازم دارد که با شناخت دقیق و کافى از بازار و نیاز جامعه، مجموعه عوامل تولید را هدایت و راهبرى نموده و نهایتاً منتهى به طراحى و تولید نرم افزارى گردد که در عین اینکه مطابق با اهداف از پیش تعین شده واستانداردهاى لازم باشد ، به نیازهاى موجود نیز پاسخ دهد. باتوجه به این فرایند وهزینه هاى سرسام آورى که جهت تهیه و تولید یک نرم افزار صرف مى گردد، لزوم حمایت حقوقى و قانونى از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهاى رایانه اى یک اصل مهم و غیرقابل بحث در تمامى نظامهاى حقوقى دنیا است و تردیدهاى احتمالى که در این زمینه وجود دارد بیشتر معطوف به حمایت یا عدم حمایت از نرم افزارهاى خارجى در حوزه هاى ملى است والا در خصوص حقوق انحصارى پدیدآورنده و ضروت حمایت قانونى از آن، هیچ تردیدى وجود ندارد.

– نظامهاى حمایت از حقوق پدیدآورنده نرم افزار

براى حمایت از حقوق پدیدآورنده نرم افزارهاى رایانه اى در نظام مالکیتهاى معنوى سه روش را مى توان دنبال کرد:

1- حمایت از حقوق پدیدآورنده در قالب مالکیتهاى ادبى و هنرى (کپى رایت)

– کپى رایت که به حق تکثیر نیز ترجمه شده است ، معادلى است که در نظام کامن لا براى این دسته از حقوق مالکیتهاى معنوى استفاده میشود و در واقع نظام کامن لا بواسطه تاکید بیشترى که بر حقوق مادى و اقتصادى پدید آورنده دارد (که اصلى ترین آن نیز حق نشر یا تکثیر آن است) از این اصطلاح استفاده نموده است درحالیکه نظام رمى – ژرمنى بجاى این اصطلاح از عبارت حق مولف استفاده مى نماید با این هدف که بر جنبه هاى معنوى و اخلاقى حق پدیدآورنده تاکید بیشترى نماید .

در قالب ونظام کپى رایت از آثار ادبى و هنرى حمایت مى گردد که انواع و اقسام آن که در واقع بیانگر ارائه حدود و ثعور مشخص و دقیق آن است در قوانین و مقررات داخلى و بین المللى بوضوح مشخص گردیده است (همانند کتب – نشریات ونوشتجات وجزوه ها ، اثار هنرى نظیر نقاشى – مجسمه سازى – عکاسى –اثار رادیو وتلویزیونى وغیره ).

تردیدى نیست که نرم افزار کامپیوترى شباهت هاى زیادى با آثار ادبى و هنرى دارد ولى عمده ترین تمایز و اختلاف بین ایندو در این است که آثار ادبى و هنرى بیشتر زائیده ذوق و سلیقه و قریحه اشخاص است در حالیکه تولید نرم افزار بیشتر با دانسته ها، دانش و فنونى که شخص انها را اموخته است ، ارتباط دارد تا ذوق و سلیقه شخصی.

در نظام تقنینى ایران هرچند که از دیرباز مسائل و مباحثى بصورت جسته و گریخته در این خصوص مطرح مى گردیده ولى اولین قانون مدون در این زمینه قانون حمایت از حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 است که این قانون در حال حاضر نیز لازم الاجرا مى باشد.ولى ایران به هیچ یک از کنوانسیونهاى بین المللى براى حمایت از مالکیتهاى ادبى وهنرى (که مهمترین انها کنوتانسیون برن میباشد ) ،ملحق نگردیده است ولذا اثار خارجى در ایران تحت حمایت قانونى قرار نمیگیرند .

2- حمایت از حقوق پدیدآورنده در قالب مالکیتهاى صنعتى (حق مخترع) در خصوص انطباق تهیه و تولید نرم افزار با نظام حق اختراع تردیدها و اختلاف نظرات جدى وجود دارد.مفهوم اختراع از نظر عرف روشن است و بمعناى ابداع یک وسیله جدید براى رسیدن به نتایج و محصولات جدید صنعتى یا کشاروزى مى باشد تردیدها بیشتر از آنجا ناشى مى شود که نرم افزار بیشتر یک ماهیت دستور العملى و ریاضى داشته و در عین حال بیشتر اختراعات بر مبناى علوم تجربى و تحصیل و ایجاد مى گردد امرى که در نرم افزار وجود و سابقه نداردودر عین حال ایده نیز در قالب نظام حق اختراع قابل حمایت نیست .

بهرحال امروزه کمابیش پذیرفته شده که اگر نرم افزارى تولید گردیده که شرایط و ضوابط اختراع (مفید بودن، معمولى نبودن و جدید بودن و کاربرد صنعتى داشتن) را دارا باشد مى تواند بعنوان اختراع شناسائى گردیده و در این چهارچوب مورد حمایت قرار گیرد.سابقه حمایت ازمالکیتهاى صنعتى در حقوق ایران طولانى تر است واولین قانون در این زمینه تحت عنوان قانون ثبت علائم واختراعات در سال 1310 به تصویب رسیده است مضاف انکه ایران به چند کنوانسیون بین المللى جهت حمایت از علائم تجارى واختراعات (منجمله کنوانسون پاریس جهت حمایت از علائم واختراعات وکنوانسون مادرید راجع به ثبت بین المللى علائم) ملحق شده است که امکان حمایت از علائم واختراعات خارجى فراهم شده است .

3- تعبیه و ایجاد نظام خاص جهت حمایت از حقوق نرم افزار.

بر این پایه هرچند که نرم افزارهاى رایانه اى وجه شباهتهایى با هریک از دو نظام (مالکیتهاى ادبى و هنرى- مالکیتهاى صنعتى) دارد واز نرم افزار مى توان در هردوقالب یا حداقل در قالب نظام مالکیتهاى ادبى و هنرى حمایت نمود، ولى باتوجه به تردیدهایى که از این جهت وجود داشته و ممکن است نظام حمایتى را دچار خدشه ساخته یامختل کند، بایستى نظام حمایتى خاص که مى تواند در برگیرنده هر دوى نظامهاى پیش گفته باشد، با تصویب قانون خاص براى حمایت از نرم افزار تعبیه و ایجاد نمود. درخصوص احتمال عدم امکان تمسک به قوانین موجود در مورد حمایت از مالکیتهاى معنوى جهت حمایت از نرم افزار ، توجه به این نکته مهم واساسى است که نظامهاى حقوقى مختلف براى نقض حقوق پدیدآورنده ضمانت اجراى کیفرى قائل گردیده اند و اگر در شمول یا عدم شمول این قوانین و ضمانت اجراها نسبت به نرم افزار تردید پیش آید، باتوجه به اصول حاکم بر تفسیر در حقوق کیفرى (اصل تفسیر بنفع متهم و اصل تفسیر مضیق و در چارچوب قانون) بایستى در‌موارد مشکوک به قدر متیقن اکتفا نمود و از توسعه دامنه شمول قانون پرهیز کرد و در اینصورت تردیدى در عدم شمول قانون (حداقل دربخش ضمانت اجراهاى کیفرى) نسبت به نرم افزارباقى نمى ماند.

بهر حال وباتوجه به این مشکلات وبا ایجاد نظام خاص حمایت از نرم افزار ، این‌ نظام حمایتى مى تواند تلفیق و ترکیبى از هر دو نظام یادشده باشد، بدین معنا که نرم افزار را هم مشمول نظام حمایتى مالکیتهاى صنعتى و هم نظام حمایتى مالکیتهاى ادبى و هنرى قرارداد. در ایران تا قبل از سال 79 تردیدهاى فراوان و جدى در مورد امکان یا عدم امکان استناد به قانون حمایت از حقوق مولفان ، مصنفان و هنرمندان در خصوص نقض حقوق نرم افزار وجود داشت، گرچه برخى دادگاهها هم با استناد به قانون یادشده مبادرت به رسیدگى و صدور حکم مى نمودند. ولى نهایتا در سال 79 و پس از سالها بررسى و کش و قوسهاى فراوان در نهادهاى ذیربط اعم از شورایعالى انفورماتیک ،‌هیأت دولت ،‌مجلس شوراى اسلامى و غیره، نهایتاً قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهاى رایانه اى بتصویب مجلس شوارى اسلامى رسید که در ادامه به بررسى مفاد قانون یادشده خواهیم پرداخت. نکته قابل ذکران است که قانون موصوف از هر دو نظام حمایتى جهت حمایت از حقوق پدیدآورنده استفاده نموده است.

بررسى قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهاى رایانه اى .

همانگونه که گفته شد قانون یادشده که مصوب 4/10/79 مجلس شوراى اسلامى باشد نظام خاصى را جهت حمایت از نرم افزارهاى رایانه اى بر قرار کرده است که در ادامه به شرح و توضیح قسمتهاى مختلف قانون مى پردازیم :

1-موضوعات مورد حمایت قانون کدامند :

همانگونه که از نام قانون نیز هویداست هدف اصلى واساسى قانون، حمایت از نرم افزارهاى رایانه اى است. مفهوم نرم افزار را نیز توضیح دادیم و در عین حال عرف نیز تصویر روشنى از آن دارد. و لذا هرآنچه که بعنوان نرم افزار توصیف و خوانده مى شود ( با رعایت شرایط مندرج در قانون) از حمایتهاى حقوقى مندرج در قانون برخوردار مى باشد. علاوه بر این، ماده یک قانون، نحوه تدوین و ارائه داده ها در محیط قابل پردازش رایانه اى را نیز مشمول احکام نرم افزار دانسته است. آنچه که این قسمت از ماده در صدد بیان آن است ظاهراً حمایت از پایگاه داده است لذا پایگاه داده نیز همانند نرم افزار مشمول حمایتهاى قانونى خواهد بود اما پایگاه داده چیست؟

معمولاً پایگاه داده براى سایر زمینه ها غیر از کامپیوتر نیز بکاربرده مى شود و عموماً چنین گفته مى شود که هرجا که اطلاعاتی منظم در رابطه با هدفى خاص جمع آورى شده باشد، یک پایگاه داده تشکیل شده است ،مثل یک دفترچه راهنماى تلفن.

و در ارتباط با کامپیوترنیز پایگاه داده اینگونه تعریف شده است:

پایگاه داده عبارست از مجموعه اى از داده ها یا فایلى که شامل تعدادى رکورد (یا جدول) متشکل از چند نوع فیلد (ستون ) در کنار عمل کننده هایى است که جستجو، ‌مرتب سازى و عملیات مشابه را سهولت مى بخشند.

لذا مجموعه اطلاعاتی به کامپیوتر داده مى شودو پایگاه داده عملیات جستجو و مرتب سازى و امثال آن را روى داده ها فراهم مى سازد . قانون ما با عبارت یادشده " نحوه تدوین و ارائه داده ها در محیط پردازش رایانه اى " پایگاه داده را نیز مشمول احکام نرم افزار دانسته و از حمایتهاى قانونى برخوردار مى داند. پس طبق قانون ماهم نرم افزارهاى رایانه اى و هم پایگاه داده مشمول قانون حمایت از نرم افزارهاى رایانه اى مى باشد.

2-حقوق مورد حمایت قانون

ماده 1 قانون سال 79 در این زمینه اشعار میدارد :حق نشر ،عرضه،اجرا وحق بهره بردارى مادى ومعنوى نرم افزارهاى رایانه اى متعلق به پدید اورنده ان است .

پس قانون ما دوحق مجزا را منحصرا متعلق به پدید اورنده نرم افزار دانسته واز ان حمایت میکند:

حقوق مادى

حقوق معنوى
الف- حقوق مادى
هرگونه بهره بردارى اقتصادى وحق استفاده مادى از نرم افزار متعلق به پدید اورنده ان است .قانونگذاربرخى مصادیق حقوق مادى رادر ابتداى ماده 1بیان نموده ودرادامه بطور کلى حق بهره بردارى مادى رامتعلق به پدید اورنده دانسته است .مصادیقى از حقوق مادى که در صدر ماده 1 بیان شده است عبارتند از حق نشر ،حق عرضه وحق اجراى اثر

1- حق تکثیر واجراى اثر

تکثیر اثر اولین وبدیهى ترین حقى است که پدید اورنده نرم افزار دارد .پدید اورنده حق دارد نرم افزار متعلق به خود را تکثیر نموده ودیگران از انجام این عمل حتى براى یک نسخه ممنوع هستند .

بخاطر اهمیت فراوانى که حق تکثیر اثر دارد ،کل حقوق صاحب اثر به کپى رایت (که معادل فارسى ان حق تکثیر میباشد ) تعبیر میشود . پس ازتکثیر نرم افزار ، طبیعتا بایستى براى فروش ویا واگذارى عرضه گردد. لذا مقدمه عرضه نرم افزار ، تکثیر ان است وکل این فرایند ، نشر نرم افزار خوانده میشود .

2- حق اجراى اثر

حق اجراى اثر در عرصه حقوق مالکیتهاى معنوى بیشتر در مورد اثار ادبى وهنرى مثل کتاب ، نمایشنامه،موسیقى واثار صوتى مصداق پیدا میکند .ودر مورد نرم افزارهاى کامپیوترى شاید بتوان مواردى راکه یک نرم افزار جهت اشنایى مردم اجرا گردیده وکارکردها وقابلیتهاى ان توضیح داده میشود ، معادل اجراى اثر دانست.

وهمانگونه که اشاره شد حقوق مادى پدید اورنده اثر محدود به این دومورد نیست وصاحب اثر حق هر گونه بهره بردارى واستفاده مادى واقتصادى از اثر را بهر شکل وتحت هرعنوانى که باشد را خواهد داشت (منجمله واگذارى وانتقال حقوق به اشخاص ثالث )

ویژگیهاى حقوق مادى:

حقوق مادى داراى دوویژگى اصلى است :

1-محدود به زمان معین بودن

برقرارى نظام کپى رایت وشناسایى حقوق انحصارى براى پدید اورنده ان ،براى حمایت از افراد خلاق وصاحب فکر وایده است تا بتواننددر پر توى حمایتهاى قانونى اثار جدیدى به منصه ظهور رسانده وازعایدات ومنافع مادى اثر خود بهره مند شوند. واز طرف دیگر ، منافع وحقوق جامعه نیز نبایستى نادیده انگاشته شود .جامعه باید از نتایج تفکر وابتکار افراد خود بهره مند گردیده وهمین اثار زمینه ساز ومقدمه خلق وایجاد اثار جدید گردیده ودر تحلیل نهایى منتهى به پیشرفت وتعالى جامعه گردد.یکى از دلایل اصلى مخالفان نظام کپى رایت ، همین مسئله انحصارى بودن حقوق پدید اورنده است که عملا بهره مندى ویا عدم بهره مندى جامعه از حاصل تفکر واندیشه افراد اندیشمندومتفکرصاحب اثر ( حتى باپرداخت بهاى ان ) ، موکول به تصمیم شخصى انها ویا وراث انان براى انتشارویا عدم انتشار اثارمیگردد . بهمین خاطر وبلحاظ ایجاد تعادل بین منافع فردوجامعه ، حقوق مادى صاحب اثر به مدت زمان معینى محدودگردیده است .

اینمدت زمان در کنوانسیون برن تا 50 سال پس از مرگ پدید اورنده میباشد وقانون حمایت از حقوق مولفان ، مصنفان وهنرمندان در ماده 12 خود ،مدت استفاده از حقوق مادى پدید اورنده موضوع قانون که بموجب وصایت یا وراثت منتقل میشود را از تاریخ مرگ پدید اورنده بمدت 30 سال دانسته است .

درقانون حمایت از نرم افزارهاى رایانه اى ، مدت حقوق مادى 30 سال پس از پدید اوردن نرم افزار تعیین شده است .درمورد نرم افزار بر خلاف دیگر اثار ادبى وهنرى ،مبدا محاسبه 30 سال حمایت از حقوق مادى را زمان پدیداوردن ( یا تولید نرم افزار )دانسته است ودر واقع قانونگذار مدت حمایت از حقوق انحصارى مادى را محدودتر وکوتاهتر نموده است .فلسفه چنین حکمى نیز روشن است ، با توجه به پیشرفتهاى سریع فن وتکنولوژى بویژه در حوزه فناورى اطلاعات ونرم افزار ، پس از گذشت مدت زمانى ، نرم افزار هاى جدیدى تولید وایجاد میگردند که عملا نرم افزارهاى سابق را از دور خارج میگردانند وبهمین خاطر مدت زمان حقوق مادى محدودتر گشته است .

2-قابل انتقال بودن

حقوق مادى پدید اورنده نرم افزار یک حق مالى است وهمانند هر حق مالى دیگر، قابل اسقاط ویا واگذارى به غیر است.انتقال حقوق مادى به دوشکل میتواندانجام گیرد :

الف- انتقال قهرى واز طریق ارث : حقوق مادى پدید اورنده همانند سایر اموال ودارائیهاى شخص متوفى به وراث وى به ارث میرسد ودر این صورت ، وراث جانشین شخص متوفى براى استفاده وبهره بردارى مادى از نرم افزار خواهند بود .

ب- انتقال قراردادى – از طریق انعقاد قراردادهاى معوض ویا مجانى وواگذارى تمام یا بخشى از حقوق مادى پدید اورنده به اشخاص ثالث . ودر این مورد نیز انتقال گیرنده در قسمتى که حقوق مربوط به نرم افزار به وى واگذار شده است ، جانشین پدید اورنده بوده ومیتواند کلیه حقوق مربوط بدان را اعمال نموده ویا از ان استفاده کند . منتهى بایستى توجه داشت که اگر حق استفاده از یک نرم افزار به شخصى واگذار شود( همانند خریدهاى معمول نرم افزارهاى عادى ) وى فقط حق استفاده شخصى از ان نرم افزار را داشته وحق واگذارى ویا تکثیر نرم فزارا نخواهد داشت وفقط با واگذارى کد نرم افزار ((source است که کلیه حقوق مربوط به نرم افزار به شخص منتقل میگردد.

استثناى مهم حقوق مادى –استفاده منصفانه (fair use )

در تمامى نظامهاى حقوقى جهان حقوق مادى صاحب اثر یک استثناى مهم دارد وآن عبارتست از استفاده منصفانه از اثار ادبى وهنری. استفاده منصفانه در واقع رویکردى است جهت تعدیل حق صاحب اثر در استفاده انحصارى از اثر خود .چنین استفاده اى در عین اینکه بدون اجازه صاحب اثر وهمچنین بدون پرداخت بهاى ان صورت میگیرد ولى مغایر با حقوق پدید اورنده تلقى نگردیده ونقض حق وى تلقى نمیشود .

استفاده اى منصفانه تلقى میگرددکه اولا قصد انتفاع وسود جویى در ان وجود نداشته باشدومثلا براى مقاصد علمى ، آموزشى وتحقیقاتى باشد وثانیا استفاده از اثر براى مقاصد مزبور هم در حد متعارف باشد . کنوانسیون برن در مواد 10 و1/10 خود تحت عنوان استفاده آزاد(free use ) ان رابرسمیت میشناسد. مواد 7و11 قانون حمایت از حقوق مولفان،مصنفان وهنرمندان در این زمینه نقل از اثرهایى که انتشار یافته است واستناد بدانها براى مقاصد ادبى وعلمى وفنى و آموزشى وتربیتى وبه صورت انتقادوتقریظ باذکر ماخذ در حد متعارف رامجاز دانسته وبعلاوه نسخه بردارى از اثر را فقط در صورتى که براى استفاده شخصى وغیر انتفاعى باشد ، مجاز اعلام نموده است .

ولى قانون حمایت از حقوق پدید اورندگان نرم افزارهاى رایانه اى استفاده منصفانه را بسیار محدود کرده است .حسب ذیل ماده 7 قانون تکثیر نرم افزارى که بطور مجاز براى استفاده شخصى تهیه شده است، چنانچه بطور همزمان مورد استفاده قرارنگیرد بلامانع است .این ماده همچنین تهیه نسخه پشتیبان (backup) رابا همان شرایط مذکور (عدم استفاده همزمان) بلامانع اعلام نموده است.

منبع:

دفتر حقوق فناوری اطلاعات همکاران سیستم

آی تی ایران



قیمت: 100 تومان

6f/2 (34560)

6f/2 (34560)

کهکشانهای کمیاب – زیبارویان خفته

اختر شناسان ناسا به تازگی برنامه ای را ترتیب دادند تا در آن به کمک تلسکوپ اسپیتزر به بررسی نوعی از کهکشان های کمیاب و فوق العاده بپردازند . در واقعیت این اجرام خوشه های کهشانی نادری هستند که در فواصل چند ده میلیون سال نوری قرار دارند .

صدرا جزایری

این عکس ها به صورت مجازی رنگ آمیزی شده اند تا تشخیص اجزاء مختلف به تناسب فاصله در آن ها راحت تر صورت گیرد . به طور مثال ستاره های سبز رنگی که می بینید ستارگان کهکشان راه شیری هستند و در نزدیکی ما قرار دارند . نقاط آبی رنگ کهکشان هایی هستند که در زمینه ی ستاره های راه شیری به چشم می خورند . امّا چیزی که ما بدنبال آن هستیم همان نقاط خوشه ای قرمز رنگی هستند که در هر چهار تصویر مشخص هستند .

پیدا کردن این زیباهای خفته در آسمان ، کار چندان راحتی نیست . تیم تحقیقاتی می بایست ماه ها با دقّت زیاد تصاویر اسپیتزر را که در ناحیه فروسرخ تهیه می شود غربال کند بدین معنا که تک تک اعضاء ناشناخته را طیف سنجی کرده و فاصله یابی کند تا بتواند یک نمونه از این سیستم های کهکشانی را پیدا کند . بدین منظور علاوه بر تصاویر اسپیتزر از داده های رصدخانه ی دو قلوی کک هم استفاده می شود .تا کنون دورترین خوشه ی یافت شده ۹ بیلیون سال نوری از زمین فاصله داشته بدین معنا که این خوشه در زمانی که ۴.۵ بیلیون سال از عمر کیهان سپری شده ، دیده می شود

 

 

دکتر

 Peter Eisenhardt 

 اJPLاز

 در مورد این اکتشاف می گوید :-این افتخار بزرگی برای تیم راه اندازی تلسکوپ اسپیتزر است زیرا یافتن چنین خوشه ای در این فاصله برای یک تلسکوپ ۸۵ سانتیمتری دستاورد بسیار ارزشمندی به حساب می آید .

یک سوال : چرا دیگر تلسکوپ ها مثل تلسکوپ کک یا هابل نتوانستند این مجموعه را کشف کنند؟

-این خوشه های کهشانی به دلیل این که در فاصله ی بسیار دوری قرار دارند قلّه ی تابششان به دلیل اثر قرمز گرایی به سمت فروسرخ می رود  بنا براین در فروسرخ نسبت به طیف مرئی درخشان ترند و این کار را برای آشکارسازی آن ها با تلسکوپ هایی چون اسپیتزر آسان می کند .

خوشه های کهکشانی بزرگ ترین سیستم گرانشی در کیهان هستند که می توانند هزاران کهشان و تریلیون ها ستاره را در خود جای دهند برای همین هم تشکیل آن ها در کیهان پدیده ی نادری به حساب می آید .

 

به گفته ی محققان هدف از این پروژه بررسی بیشتر این سیستم های گرانشی و پی بردن به نحوه ی تشکیل و رشد آن هاست . 

در این سری از بررسی ها که در مساحتی به اندازه ی ۰.۰۰۰۹ درجه ی مربع از آسمان انجام می گرفت ، رکورد فاصله ی یک خوشه کهکشانی که در سال ۱۹۷۰ به ۸.۷ بیلیون سال نوری رسیده بود ، شکسته شد .این تیم علاوه بر این تاکنون ۲۵ خوشه ی کهکشانی دیگر را هم به ثبت رسانده اند .

 

بدون شک با تلسکوپ فضایی اسپیتزر افق های تازه ای از کیهان در معرض دید بشر قرار خواهد گرفت
http://cph-theory.persiangig.com/1115-zibayekhofte.htm


۰

gl/l (1127)

gl/l (1127)

فرهنگ و مدیریت استراتژیک

علم مدیریت استراتژیک گرچه به لحاظ متاثربودن از شخصیت فردی مدیران به عنوان یک فن نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد، اما با این‌حال پرورش، شناخت و به کارگیری آن نیازمند شاخهٔ بسیار کارآمدی از علم مدیریت است که تحت عنوان مدیریت استراتژیک در سازمان شناخته می‌گردد.

در این مقاله با ایده‌های نویسنده پیرامون ضرورت و چگونگی استراتژیک‌نمودن مدیریت فرهنگی کشور آشنا می‌شوید. علم مدیریت استراتژیک گرچه به لحاظ متاثربودن از شخصیت فردی مدیران به عنوان یک فن نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد، اما با این‌حال پرورش، شناخت و به کارگیری آن نیازمند شاخهٔ بسیار کارآمدی از علم مدیریت است که تحت عنوان مدیریت استراتژیک در سازمان شناخته می‌گردد.

یک تفاوت اساسی میان نظام فرهنگی کشور ما با سایر کشورها وجود دارد که کار ساماندهی فرهنگ را مقوله‌ای سهل و ممتنع می‌نماید و آن این است که در بسیاری از کشورها فرهنگ (عمومی، تاریخی و دینی) در خدمت موفقیتهای سیاسی و اقتصادی قرار می‌گیرد، در حالیکه در نظام اسلامی‌ ما همهٔ سازمانها و امکانات و توانمندیها در راستای یک هدف ایدئولوژیک و فرهنگی تعریف شده‌اند.

بنابراین قرار است که همهٔ سازمانها و نهادها برای رسیدن به آن ایدهٔ بزرگ فرهنگی و در راستای تحقق آن گام بردارند که موجب و موجد مزایای فراوانی خواهد بود اما از طرفی این امر باعث گسست برنامه‌‌ریزی فرهنگی در اثر عواملی چون: مشابهت، تعارض، تضاد، نیمه‌کارگی، یکدست‌نبودن، خارج از محدوده‌گی، دست‌به‌دست‌کردن، تشریفاتی‌شدن، تظاهرگرائی و غیره گردیده است. سازمانها و نهادهای بسیاری هستند که بستگی به موقعیت و شرایط، خود را در امور فرهنگی همه‌کاره یا هیچ‌کاره می‌دانند. در پیروزیها و موفقیتها شریک می‌شوند و در کوتاهیها و اشتباهات پای خود را کنار کشیده و سلب مسئولیت می‌کنند. به نظر می‌رسد که بررسی و تطبیق و هماهنگی وظایف نهادها و سازمانهای فرهنگی یا چند‌بعدی در زمرهٔ اقدامات اساسی برای توسعهٔ همه‌جانبه و دستیابی به اهداف کلان است. و اما آنچه به عنوان مدیریت استراتژیک جای خود را در همهٔ سازمانهای دولتی و خصوصی کشورهای صنعتی و فراصنعتی بازنموده و راه کامیابیهای بزرگ ملّی را برای آنها هموار نموده است در کشورهای در حال رشد و از جمله ایران ما، با گامهای کوتاه و نامطمئن در حال پیش‌آمدن است. البته این مساله در مورد نهادهای دولتی به ویژه در زمینه‌های صنعتی، تجاری و خدماتی و علی‌الخصوص سازمانهای فرهنگی مصداق کاملاً بارزی دارد.

در این مقاله با ایده‌های نویسنده پیرامون ضرورت و چگونگی استراتژیک‌نمودن مدیریت فرهنگی کشور آشنا می‌شوید. علم مدیریت استراتژیک گرچه به لحاظ متاثربودن از شخصیت فردی مدیران به عنوان یک فن نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد، اما با این‌حال پرورش، شناخت و به کارگیری آن نیازمند شاخهٔ بسیار کارآمدی از علم مدیریت است که تحت عنوان مدیریت استراتژیک در سازمان شناخته می‌گردد.

● جایگاه مدیریت استراتژیک

استراتژی (strategy) در اصل یک اصطلاح نظامی به معنای سنجیدن موقعیت خود و حریف و طرح نقشه برای روبروشدن با او در مناسبترین وضع است.[۱] اما به تدریج این اصطلاح یا به عبارتی فن نظامی، جایگاه مهمی در رهبری و مدیریت سیاسی و سپس اقتصادی پیدا کرد. در یک معنای ساده، استراتژی یعنی روش کلی برای رسیدن به هدف کلی.

در جهان معاصر، مدیریت استراتژیک (strategic management) یکی از شاخه‌های مهم و راهگشا در حوزهٔ مدیریت و رهبری قلمداد می‌شود. البته ورود این دانش و فن به کشور ما سابقهٔ زیادی ندارد اما استقبال رو به رشد برخی از مدیران ـ به‌ویژه مدیران بخش خصوصی ـ از این دانش و فن، نشان‌دهندهٔ ثمرات کاملاً ملموس و قابل‌بهره‌برداری از دانش مزبور می‌باشد. تاکنون تعاریف مختلفی از مدیریت استراتژیک ارائه شده، برخی گفته‌اند: مدیریت استراتژیک، مجموعهٔ تصمیم‌ها و اقدامات مدیریتی است که عملکرد بلندمدت یک دستگاه را تعیین می‌کند؛ اما به نظر می‌رسد کاربرد این نوع از مدیریت فراتر از تعریف فوق باشد. هم‌اکنون، به‌ویژه در کشورهای توسعه‌یافته، مدیریت استراتژیک تا آنجا تکامل یافته است که نخستین ارزش و اولویت آن، کمک به یک سازمان برای فعالیت موفق در یک محیط پیچیده و پویا می‌باشد. امروزه بسیاری از سازمانها و حتی دولتها از این مدیریت به عنوان ابزاری توانا برای ایجاد و هدایت تغییرات مورد‌نظر و یا مقابله با بحرانهای مخاطر‌ه‌آمیز استفاده می‌کنند. صرف‌نظر از مدوّن‌شدن یا نشدن و به عبارتی دیگر رسمی یا غیررسمی‌بودن [فرموله‌کردن] عملیات استراتژیک در یک سازمان، تحقیقات نشان‌ داده است که عملکرد سازمانهایی که به مدیریت استراتژیک توجه دارند، به مراتب موفق‌تر از سازمانهای مشابهی بوده است که بدان بی‌توجه بوده‌اند.

«یاری‌های آقای [اندرو] گٍرو به اندیشهٔ مدیریت، در زمینهٔ نشان‌دادن راهی تازه برای سنجش لحظه‌های کابوس‌گونه‌ای است که هر رهبری را به هراس وا‌می‌دارند. لحظه‌ای که دگرگونیهای گسترده رخ می‌دهند و بر همهٔ بخشها اثر می‌گذارند، پیروزی‌های دیروز بر باد می‌روند و با پیدایش یک دگرگونی پیش‌بینی‌نشده، همه ‌چیز با شتاب نابود می‌گردد. گٍرو، این‌گونه لحظه‌ها را نقطهٔ چرخش استراتژیک نام نهاده است (پیشامدهایی که خود بسیاری از آنها را از سر گذرانده است.) با این‌وصف، چنین رخدادی در دست رهبران هوشیار، مانند تک خالی کارآمد است. به‌کارگیری درست این فرصت، می‌تواند، همچون نیرویی مثبت، ما را در زمرهٔ برندگان و نیرومندتر از پیش درآورد.»

بنابراین، قابل ملاحظه است که این نوع از مدیریت، یک سازمان را برای مواجهه با محیط پیچیدهٔ خارجی‌ و حتی داخلی، آماده می‌کند و توانمندی سازمانی ـ و رهبری ـ امکان پاسخگویی به تهدیدها و فرصت‌های پیش‌بینی‌شده را به‌وجود می‌آورد.

به‌رغم آنکه مدیریت استراتژیک یک دانش مهم به شمار می‌رود، یک فن و مهارت نیز قلمداد می‌شود که تنها مدیران مستعد و خلاّق و یا به عبارتی دارندگان بینش استراتژیک، از امکان بهره‌گیری از آن برخوردار می‌گردند که ما از آنان به مدیران استراتژی‌ساز تعبیر می‌کنیم.

● چرا فرهنگ؟

چنانکه اشاره شد، از دانش مدیریت استراتژیک، عمدتاً سازمانهای نظامی، سیاسی و اقتصادی بهره‌گیری می‌کنند و سابقه و میزان استفاده از این نوع مدیریت در بخش فرهنگی به ویژه در کشورهای توسعه‌نیافته، بسیار اندک و ناچیز است. کشور ما، به‌ویژه پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، که حقیقتاً یک انقلاب عظیم فرهنگی بود، صرف‌نظر از موفقیتهای چشم‌گیر در حوزهٔ فرهنگ و امدادهای الهی یاری‌بخش به ملت و مسئولان در این مسیر، همواره با بحرانهای فرهنگی متعددی روبرو بوده است. این چالشها را باید عمدتاً ناشی از ورود تهاجم‌آمیز فرهنگ غربی و فقدان یک نظام مدیریت کارآمد و برنامه‌ریزی جامع و هدفمند دانست که همچنان ما را با تهدیدات جدی مواجه ساخته است؛ به‌طوری‌که باید اذعان کرد فقدان یک مدیریت و رهبری کارآمد، زمینهٔ استفادهٔ انقلاب اسلامی از فرصت‌های طلایی در حوزه‌های فرهنگی را به شدت کاهش داده و هم‌اکنون ما را در قبال بسیاری از معضلات فرهنگی منفعل ساخته است. نخبگان فکری کشور به روشنی می‌دانند که بی‌توجهی به توسعهٔ فرهنگی، کشور را از دست‌یابی به موقعیتهای مطلوب اقتصادی نیز بی‌نصیب خواهد ساخت. لذا در پاسخ به این پرسش که در توسعهٔ ایران، کدامیک از این دو حوزه، یعنی اقتصاد و فرهنگ، مقدم است؟ باید گفت، با اندک شناختی از مسائل کلان کشور، توسعهٔ فرهنگی بر توسعهٔ اقتصادی مقدم خواهد بود.

در ابتدا، پرسش اصلی این مقاله آن است که چرا باید از مدیریت استراتژیک در حوزهٔ فرهنگ استفاده شود؟ به نظر می‌رسد، پاسخ روشن است؛ چرا که در سالهای اخیر، برای بسیاری از کارشناسان روشن شد که مدیریت سنتی و اتخاذ تدابیر غیرعلمی در سازمانهای فرهنگی، دیگر قادر به حل مشکلات نخواهد بود و استمرار غفلت نسبت به برخی مشکلات و مسائل فرهنگی، پیامدهای غیرقابل جبرانی را در پی خواهد داشت. لذا وضعیت فرهنگی حاضر و گمانه‌زنیهای کارشناسان دربارهٔ آینده، به‌ویژه با توجه به روند مخاطره‌آمیز جهانی‌شدن در قبال فرهنگ دینی و ملی، ایجاب می‌کند که مجموعهٔ دستگاههای فرهنگی نظام، تحت یک رهبری واحد، به شکل جدیدی تفکر و اقدام کنند. در این شکل جدید، مدیریت استراتژیک، به مفهوم تلاشهای سازمان‌یافته برای اتخاذ تصمیمات و اقدامات شایسته، از بهترین گزینه‌های پیش رو به شمار می‌رود. تردیدی نیست که بهره‌گیری صحیح از دانش و فن مدیریت استراتژیک، می‌تواند علاوه بر ایجاد امکان مصونیت و پیشگیری، موقعیت ما را در قبال تهدیدات بالقوه و بالفعل و چالش‌های حاضر و آینده، از انفعال خارج نموده و به حالت فعال و نوآور تبدیل سازد. پرسش دوم این کوتاه نوشته، این است که برای آغاز یک عملیات استراتژیک در حوزهٔ فرهنگ، چه فرایندی قابل ترسیم است؟ در ادامه، مطالب را بر روی پاسخ به پرسش دوم متمرکز خواهیم کرد.

۱. اعتقاد به ایجاد تحول و نوآوری

تا زمانی‌که در ستاد مدیریت یک سازمان فرهنگی طرز تفکر خلاّق و نوآور ظهور نکند و مدیران ارشد آن سازمان خود را نیازمند به یک تحول نبینند، امید به بهبود شرایط و ایجاد تغییر به وجود نخواهد آمد. البته معمولاً در سازمانهای دولتی که عنصر «ثمربخشی» به صورت دقیق در برنامه‌ها مورد مطالبه قرار نمی‌گیرد، انگیزه برای تغییر کمتر مشاهده می‌شود و همواره نوعی خودرضایتی در مدیران وجود دارد؛ اما در موسسات خصوصی که بقا و دوام موسسه منوط به ثمربخشی و دست‌یابی به نقطهٔ مطلوب است، انگیزه و نیاز به تحول و نوآوری در میان مدیران ارشد کاملاً مشهود می‌باشد. از آنجا که هم‌اکنون بخشهای سرنوشت‌سازی از امور فرهنگی کشور در اختیار سازمانهای دولتی یا وابسته به بودجهٔ عمومی کشور است، باید ایجاد انگیزه و اعتقاد در مدیران ارشد جهت ایجاد تحول و نوآوری به عنوان نخستین گام در عملیات استراتژیک مورد توجه قرار گیرد.

2. بررسی محیطی (محیط داخلی و خارجی)

باید دانست بررسی این مساله که محیط داخلی مقدم است یا محیط خارجی، خود نیازمند تامل بسیاری می‌باشد. از یک سو بررسی محیط خارجی، نگاه به محیط داخلی را جهت می‌دهد و از سوی دیگر بررسی حوزه داخلی، زمینهٔ شناخت صحیح جهت مواجهه با محیط بیرونی را در حد استطاعت بالقوه و بالفعل یک سازمان، میسر می‌سازد. در هر حال، صرف‌نظر از تقدم و تاخّر منطقی، ما ابتدا از بررسی محیط داخلی آغاز می‌کنیم.

▪ الف: بررسی محیط داخلی

در یک عملیات استراتژیک، شناخت دقیق وضع فعلی سازمان، نقش تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت. مطالعه و آگاهی از رسالت، اهداف، وظایف، ساختار، منابع انسانی و مالی، امکانات، ظرفیت و پتانسیل بالقوه و بالفعل و در مجموع شناخت نقاط ضعف و قوت یک سازمان در این بررسی حائز اهمیت فراوان است. هم‌اکنون در بسیاری از موسسات دولتی و خصوصی مدیران از شناختی بسیار سطحی و غیردقیق نسبت به محیط داخلی خود برخوردارند، و این عدم شناخت، امکان اتخاذ تصمیمات صحیح و به‌موقع را از آنان سلب کرده است. در یک سازمان، علاوه بر مدیران، مجموعهٔ پرسنل نیز باید از مراتبی از شناخت محیط داخلی برخوردار گردند. این اطلاعات آنان را در انجام وظایف محوله یاری خواهد رساند.

▪ ب: بررسی محیط خارجی

اصولاً تعریف و ترسیم قلمروی محیط خارجی یک سازمان به اهداف و وظایف آن وابسته است. برای اغلب موسسات فرهنگی شناخت به‌روز و عمیق مخاطبان و به عبارتی مخاطب‌شناسی‌ای که در بردارندهٔ درک مختصات و نیازها و انتظارات آنان (مخاطبان) باشد، حائز اولویت است. نباید فراموش کرد که در یک عملیات استراتژیک، جهت‌دهی به نیازهای مخاطبان نیز منوط به شناخت دقیق مخاطب خواهد بود. علاوه‌ بر روان‌شناسی مخاطب، جامعه‌شناسی مخاطب نیز در یک بررسی کارآمد ضروری به نظر می‌رسد. این‌که مخاطب در چه جامعه و یا چه مختصاتی و پیشینه‌ای زندگی می‌کند، نباید از دستور بررسی خارج شود. تحقیقاً یکی از مشکلات مزمن اغلب موسسات فرهنگی در ایران عدم توجه به مخاطب‌‌شناسی روزآمد یا مواجههٔ نهانی با این مقوله می‌باشد.

در این بحث شناخت رقبا، پس از مخاطب‌شناسی، از اولویت خاصی برخوردار است. گرچه در موسسات فرهنگی لزوماً وجود رقبا متصور نیست، اما رقیب می‌تواند هم به معنای مثبت به عنوان یک محور رقابتی و هم به معنای منفی به عنوان یک تهدید مورد توجه موسسات فرهنگی قرار گیرد.

علاوه بر این بررسی محیط خارجی یک سازمان فرهنگی، به تناسب وظایف آن گسترش می‌یابد. همچنین شناخت مقررات و ضوابط موضوعهٔ سازمانهای دولتی و خصوصی و تاثیر این مقررات بر فعالیتهای سازمان و نیز حوادث احتمالی در داخل و خارج کشور ـ اعم از سیاسی، اقتصادی و‌. . . جزء بررسی‌های محیط خارجی یک سازمان می‌باشد.

باید توجه داشت که اصولاً کسب و پردازش دقیق اطلاعات متناسب با ماموریت یک سازمان از محیط داخلی و خارجی، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

۳. تعیین چشم‌انداز کارآمد یا نقاط مطلوب

وجود چشم‌انداز یا نقاط مطلوب، به صورت حقیقی و نه تشریفاتی، گام بعدی در ایجاد زمینه برای یک عملیات استراتژیک به شمار می‌رود. لازمهٔ ترسیم چشم‌انداز، شفاف‌سازی ماموریت اصلی (رسالت)، اهداف و وظایف است. یکی از معضلات اساسی در موسسات فرهنگی ما، برخورد تشریفاتی با این مقوله می‌باشد. بخش قابل توجهی از موسسات فرهنگی کشور دارای رسالت، اهداف و وظایف مبهم و حتی بعضاً متناقض و متداخل و یا دست‌نیافتنی و شعاری هستند. در این میان، بازخوانی اهداف و تقسیم آن به دو بخش اهداف کلان و عملیاتی حائز اهمیت است. اهداف دقیقاً عبارت از آن ‌چیزهایی است که سازمان خواستار دست‌یابی به آن می‌باشد.

چشم انداز، فراتر از اهداف، نقاط عالی و مطلوب را به صورت ایده‌ال و معمولاً درازمدت مشخص می‌کند. چشم‌انداز که بهتر است توأمان به صورت کمی و کیفی ترسیم شود، از سویی قوهٔ محرکه و از دیگر سو دورنما و محصول نهایی و موفق یک سازمان را در یک دورهٔ زمانی معین روشن می‌کند. چشم‌انداز باید کاملاً مبتنی بر رسالت، اهداف و وظایف یک سازمان ترسیم شود.

۴. توانمند سازی سازمان (ایجاد ظرفیت)

توانمندسازی سازمان باید در دو مرحلهٔ زمانی مورد عنایت قرار گیرد. یکی در مرحلهٔ پیش از تدوین برنامهٔ استراتژیک، به صورت عمومی و دیگری پس از تدوین برنامه و تعیین تاکتیک، به صورت تخصصی.

پس از روشن‌شدن رسالت، اهداف، وظایف و چشم‌انداز باید استطاعت و ظرفیت بالفعل و بالقوه مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد. در این مرحله، انطباق منابع، امکانات، ساختار سازمانی و . . . و ایجاد و توسعهٔ ظرفیت کافی برای تحقق اهداف و دست‌یابی به چشم‌انداز، مورد توجه مدیریت استراتژیک خواهد بود.

برای مثال، در ساماندهی منابع انسانی و اصلاح فرایند جذب و گزینش نیرو، ترسیم یک ساختار سازمانی متناسب، ساماندهی به امکانات و‌ . . . در زمره جزو اولویت‌های توانمندساز قرار می‌گیرد. البته چنانکه اشاره شد، پس از تدوین برنامه و تعیین تاکتیک نیز مرحلهٔ جدیدی از توانمندسازی مورد توجه قرار خواهد گرفت. در حال حاضر منابع انسانی بسیاری از موسسات فرهنگی از جهت ترغیب، کیفیت و نیز چینش و نحوهٔ بهره‌برداری، با ماموریتهای محوله ناسازگار است و یا ساختار سازمانی غیرعلمی آنها اصولاً امکان اجرای یک عملیات استراتژیک را از آنها سلب می‌نماید.

۵. استراتژی‌سازی

اکنون به مهم‌ترین مرحله در یک عملیات فرهنگی استراتژیک رسیدیم که همان تعیین استراتژی به معنای تعیین راه دست‌یابی به اهداف کلان و عملیاتی سازمان می‌باشد.

اگر تمامی مراحل پیش‌گفته به دقت و به صورت علمی محقق شده باشد، پس از آن یک مدیر مستعد و خلاق قدرت استراتژی‌سازی را خواهد داشت. در برخی سازمانهای‌ فرهنگی، میان سیاست و استراتژی خلط می‌شود. سیاست در واقع رویکرد یک سازمان به نحوهٔ تحقق اهداف است، اما استراتژی مسیر دست‌یابی به اهداف را مشخص می‌کند. باید توجه داشت که در یک سازمان می‌توان به انواع استراتژیها اشاره کرد: استراتژیهای دفاعی، تهاجمی، بازدارنده، موضوع محور، مساله محور، تعیین استراتژی در موقعیت اضطراری و اورژانسی و یا در موقعیت ثبات و طبیعی و غیره.

۶. تدوین برنامهٔ استراتژیک

برنامه‌ریزی استراتژیک را می‌توان تلاشی منظم یا زمانبندی‌شده و سازمان‌یافته جهت مبادرت به اجرای عملیات استراتژیک که دربردارندهٔ نحوهٔ تحقق استراتژی‌ها است تعریف کرد.[۶] در واقع یک برنامه‌ریزی صحیح به ما امکان می‌دهد با یک ملاحظهٔ منسجم و جامع‌نگر نسبت به تمامی امکانات مادی و معنوی یک سازمان و بسیج آنها جهت پیشبرد استراتژیهایی که ما را به دست‌یابی به اهداف رهنمون خواهد ساخت گام برداریم. اصولاً یک برنامهٔ استراتژیک نمی‌تواند بدون اجرای مراحل پیشینی که به آنها اشاره شد، تدوین گردد. از ویژگیهای ذاتی این برنامه، ترتیب منطقی مراحل، هماهنگی عناصر سازمانی و تعریف جایگاه و نقش هریک و نیز زمان‌بندی و توزیع دقیق منابع است.

برنامه می‌تواند به صورت کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت تهیه شود. ولی در سازمان فرهنگی به اقتضای ماموریت کلان، تدوین برنامه‌های درازمدت کارساز خواهد بود. معمولاً در هر برنامه‌ای مکانیزم کنترل و نظارت و شناسایی به‌موقع موانع و رفع آن نیز پیش‌بینی می‌شود؛ چرا که منظورشدن ضمانتهای لازم برای اجرای برنامه در عملیات استراتژیک هیچگاه مورد غفلت نخواهد بود.

۷. تعیین تاکتیک

علاوه بر برنامه، در یک عملیات استراتژیک نیازمند تاکتیک‌های روزآمد می‌باشیم. گرچه تاکتیک عمدتاً به‌عنوان یک اصطلاح نظامی به کار رفته، اما درواقع در این نوع از عملیات مکمل ضروری برنامه قلمداد می‌شود. برخی تاکتیک را روش‌گذار از هریک از مرحله‌ها و یا موانع تعریف کرده‌اند؛ چنانکه در جنگ، گرفتن تپهٔ معینی اهمیت تاکتیکی دارد و یا در سیاست، به جلب‌کردن نظر یک طیف خاص در انتخابات و یا به‌کاربستن شگردهای خاص برای مواجهه با رقیب تاکتیک گفته می‌شود.[۷] در عین حال، تاکتیک را باید اجمالاً به شگردها و روشهای خاص برای پیشبرد برنامهٔ استراتژیک با مقتضیات زمان و محیط تعریف کرد که عمدتاً پس از تدوین برنامه مورد توجه استراتژیستها قرار می‌گیرد. برای نمونه، تاکتیکهایی که می‌تواند در برنامهٔ جامع و استراتژیک تولید علم و نظریه‌پردازی مورد توجه ما قرار گیرد، قابل ذکر می‌باشد.

۸. اجرای برنامه (آغاز عملیات)

پس از تدوین برنامه، عملیات آغاز می‌شود. گرچه معمولاً سازمانی که تا این مرحله با موفقیت پیش رفته، شانس زیادی برای اجرای موفقیت‌آمیز برنامه خود خواهد داشت، اما نباید فراموش کرد که بسیاری از سازمانهای فرهنگی پس از تدوین برنامه و صرف زمان و بودجهٔ درخور توجه در این امر، بی‌توجه به برنامه، همان روش سنتی گذشته را که به آن عادت کرده‌اند، پیش می‌گیرند و از پایبندی به برنامه سرباز می‌زنند. اجرای صحیح برنامه به عوامل متعددی وابسته است که در مراحل پیش‌گفته به آن پرداخته شد. کمترین غفلت از هریک از عوامل مزبور می‌تواند اجرای برنامه را با اختلال مواجه نماید. در سازمانهای فرهنگی کشور ما، اجرای عملیات استراتژیک، به جهت موانع بسیاری که در پیش رو دارد، بیشتر به یک انقلاب می‌ماند که عزم و ارادهٔ راسخ مسئولان و مردم را می‌طلبد. در حال حاضر، بازسازی شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی به عنوان مدیریت کلان امور فرهنگی کشور گام نخست در زمینه‌سازی برای یک عملیات استراتژیک فرهنگی بزرگ خواهد بود. در واقع، بهانه قراردادن فقدان بودجه و امکانات برای به تعویق انداختن ساماندهی امور فرهنگی کشور، نوعی فرار از واقعیت‌ها تلقی می‌گردد؛ چرا که نگارنده معتقد است در صورتی‌که بودجه و امکانات کشور براساس اولویت‌ها ساماندهی شود، امکان ایجاد تحولات بزرگ همواره وجود خواهد داشت.

مدیریت ریسک استراتژیک

ریسکهای استراتژیک می‌تواند بطور جدی استراتژی یک سازمان تجارتی و یا حتی وجود خود سازمان را به مخاطره اندازد.

در این مقاله سعی شده ریسکهای استراتژیک که می‌تواند بطور جدی استراتژی یک سازمان تجارتی و یا حتی وجود خود سازمان را به مخاطره اندازد مورد بحث و مداقه قرار گیرد. این ریسک‌ها فقط شامل ریسک‌های تجارتی مثل تصمیم به اجرای یک استراتژی سرمایه‌گذاری مهم، بازاریابی و یا حتی تولید محصول جدید نیست، بلکه ریسک‌های واقعی مثل وقوع سانحه مهم در سازمان، آلودگی محیط‌زیست و حتی جاسوسی صنعتی را نیز دربرمی‌گیرد، ضمناً وظیفه مدیران را در این گونه مواقع و استانداردهای لازم مثل ISO ۹۰۰۰ و نهایتاً یک چارچوب استراتژیک برای مدیریت ریسک را نیز مشخص می‌کند. از طریق مدیریت صحیح می‌توان وقوع سوانح و خطرات احتمالی و ریسک وابسته به آن را طوری کنترل کرد که هم احتمال وقوع و هم در مواقع لزوم اثرات واقعی خرابی‌ها و ضررهای ناشی از آن را کاهش داد. امروزه اکثر سازمانهای بزرگ و متوسط دنیا بطور نسبی اقدام به ارزیابی ریسک‌های وابسته به صنعت خود می‌کنند. در جمهوری اسلامی ایران مدیریت ریسک باید جزئی از برنامه رشد و شکوفایی شرکتها باشد و بدین‌جهت ما در این مقاله سعی می‌کنیم ریسک را در رده استراتژیک مورد مطالعه قرار دهیم.

سوانح و ریسک‌های وابسته به آن برای یک سازمان

سوانح و خطرات، وسایل، شرایط با فعالیت‌هایی هستند که قابلیت ایجاد ضرر برای سازمان را دارند. سوانح و خطرات می‌توانند خودر ا برای یک سازمان بصورت‌های مختلف نشان دهند. یک سازمان ممکن است بوسیله مجموعه‌ای از اتفاقات کوچک و یا یک اتفاق بزرگ مورد آسیب قرار گیرد. این ضررها ممکن است راجع به سلامت کارکنان، ماشین‌آلات، وسایل یا کل تأسیسات یک کارخانه، محیط‌زیست، محصول و یا دارایی‌های مالی باشد و نیز می‌تواند شامل دارایی‌های غیرمشهود مثل لطمه زدن به اعتبار و پرستیژ یک سازمان باشد.اثرات این ضررها ممکن است باعث وقفه در امر فعالیت تجاری، از بین رفتن موجودی انبار، از دست دادن اعتبار نزد مردم و مشتریان، بازار و روحیه در کارکنان باشد،‌و درنهایت تمام اینها بطور مستقیم و یا غیرمستقیم باعث ضررهای مالی برای سازمان خواهد شد. حتی در بدترین شرایط ممکن است به سازمان ضررهای هنگفتی بزند (مثل جریان شرکت «اوکسیدنتال» بعد از سانحه آتش‌سوزی «پایپرآلفا» که در سال ۱۹۸۸ در دریای شمال انگلیس اتفاق افتاد و شرکت «یونیون‌کارباید»، بعد از جریان نشت گازهای شیمیایی در بوپال در هندوستان و یا اصلاً سازمان را به کل نابود کند (مثل سقوط بانک اعتبارات و تجارت بین‌المللی “BCCT” در سال ۱۹۹۱، اختلاس در صندوق بازنشستگی «مکسول کامیونیکیشن کورپوریشن» و سقوط خود شرکت در سال ۱۹۹۲، شرکت «پولی‌پک» در سال ۱۹۹۳ و ریسک‌های مالی بانک «برینگ» شعبه سنگاپور در سال ۱۹۹۵ که اخیراً اتفاق افتاده است). در ایران نیز در سال ۱۳۷۴ شاهد دو مورد ریسک‌پذیری سازمانهای ایرانی بوده‌ایم. یکی، جریان اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی در بانک صادرات ایران، که منجر به محکومیت و اجرای حکم اعدام برای «فاضل خداداد» و حبس‌ابد برای دو متهم دیگر این پرونده شد. این مورد بخصوص، نه تنها در سطح بین‌المللی مطرح و از بعد سیاسی برای جمهوری اسلامی ایران ضررهای هنگفتی به بار آورد، بلکه از سال ۱۳۷۱ نیز وقت مدیران بانک صادرات ایران را به نحوی به خود مشغول کرده بود. این اختلاس، از بعد معنوی، باعث تضعیف در روحیه کارکنان صندوق این بانک و از بعد مادی، باعث مفقود شدن بخشی از دارایی‌های بانک صادرات ایران گردید که هنور مورد ادعای این بانک می‌باشد. مورد دوم، مربوط به سقوط هواپیمای شرکت هواپیمایی آسمان بر فراز کوه‌های کرکس می‌باشد که اخیراً شاهد رأی دادگاه ویژه رسیدگی به پرونده هواپیمای فوکر ۲۸ این شرکت بودیم که علاوه بر دردسرهایی که برای مدیریت این سازمان ایجاد کرد، منجر به حکم پرداخت غرامتی به مبلغ ۱۵ میلیون و ۳۰۰ هزار فرانک فرانسه (حدود یک میلیارد تومان) به ۶۰ نفر از قربانیان این سانحه گردید. این دو مورد و موارد مشابه دیگر، ریسک‌پذیری سازمانهای ایرانی را به وضوح نشان می‌دهد.

ریسک‌های واقعی و ریسکهای تجاری

در سخنرانی‌های عادی روزمره، معمولاً کلمه سانحه و ریسک به جای یکدیگر بکار برده می‌شود، ولی ریسک بیشتر از وجود فیزیکی یک سانحه است. ریسک شامل ابعاد احتمالی در معرض قرار گرفتن یک سانحه، تکرار و طول مدت سانحه است و احتمالات ریاضی و اتفاق افتادن یک واقعه خواسته یا ناخواسته را در نظر می‌گیرد. همچنین لازم است بین ریسک واقعی و ریسک تجاری تفاوت قائل شد و آنها را از یکدیگر متمایز کرد. ریسک واقعی معمولاً مربوط به سانحه‌ای می‌باشد مثلاً در امر بهداشت، ایمنی، محیط‌زیست و امنیت در محیط کار که بهترین راه برای کنترل اینگونه ریسک‌ها جلوگیری از وقوع چنین حوادثی است. ولی ریسک تجاری مربوط به بازرگانی، مالی و یا سرمایه‌گذاری می‌باشد که موفقیت در کنترل آن همیشه نسبی است و بستگی به کل اقتصاد، بازاری که در آن فعالیت می‌کنید و رقبای تجاری شما دارد.

ریسکهای وابسته و ریسکهای ناوابسته

ریسکهای سازمانی را به دو گروه دیگر نیز می‌توان تقسیم کرد. یکی ریسک‌هایی که مربوط به صنعت خاصی می‌باشند و دیگری ریسک‌هایی که اصلاً به صنعت خاصی مربوط نبوده، بلکه ریسکی است که کل بازار با آن مواجه است. مثلاً اگر نرخ سود بانکی در یک کشور بالا رود و یا در پول رایج یک مملکت، نسبت به ارزهای خارجی نوساناتی ایجاد شود، کلیه صنایع را دربرمی‌گیرد و فقط مختص به صنعت خاصی نخواهد بود. ولی اگر بطور مثال برای حفاظت از محیط‌زیست و افزایش لایه‌های اوزون در جو، محدودیتی در مورد استفاده از گازهای C.F.C ایجاد گردد، این محدودیت فقط برای صنایعی ایجاد دردسر خواهد کرد که در تولید محصولات خود از گاز C.F.C استفاده می‌کنند. مدیریت ریسک باید هر دو گروه از ریسک را به خوبی بشناسد و درصدد برطرف کردن آنها برآید.

ریسک‌های استراتژیک

بطور کلی، ریسکهای استراتژیک ریسکهایی هستند، که اگر اتفاق بیافتد، بطور جدی استراتژی تجاری شرکت و یا بنیان وجودی آنرا به خطر می‌اندازد. برمبنای این تعریف ریسکهای استراتژیک نه تنها شامل ریسکهای واقعی و تجاری می‌باشد، بلکه ریسکهای وابسته و ناوابسته را نیز دربرمی‌گیرد. از طرف دیگر این را نیز باید در نظر داشت که گاهی اوقات ریسکهای تجاری و ریسکهای واقعی بر روی هم اثر می‌گذارند. بطور مثال وقوع سانحه آتش‌سوزی یا انفجار در تأسیسات یک کارخانه نه تنها مانع فعالیت تجاری می‌شود و دارایی اصلی شرکت را از بین می‌برد، بلکه ممکن است سهامداران را نیز وادار به فروش سهام کند. تصمیم به ساخت یک کارخانه جدید محصولات پتروشیمی، نه تنها ریسک عمر مفید سرمایه‌گذاری را همراه دارد بلکه مطمئناً ریسک آلودگی و یا وقوع یک سانحه دلخراش را نیز در برخواهد داشت. یکی از مباحث مهم که می‌تواند به خوبی رابطه بین ریسک تجاری و ریسک واقعی را نشان دهد همین بحث «مدیریت کیفیت» است. این روزها بازار برای محصولات تولیدی، جهانی شده است و رقابت بین تولیدکنندگان چنان شدت گرفته است که هر کدام سعی می‌کنند با استفاده از فاکتورهای مختلف، مثل طراحی، مرغوبیت، تکنولوژی، قیمت و فراوانی کالا، به طریقی از رقیب خود پیشی گیرند. نشان دادن کیفیت عالی کالاها، وسیله‌ای شده است تا کارخانه بتواند در بازارهای داخلی و خارجی بر رقیب خود غلبه یابند. اگر سازمانی بتواند نشان دهد که تمام فعالیتها و فرآیندی که به کیفیت کالا کمک می‌کند مثل طراحی، تولید، بازاریابی، ایمنی، فروش، منابع انسانی و مالی در حداکثر کارآیی و اثربخشی که می‌کند. آنوقت می‌تواند ادعا کند که شانس بیشتری نیز برای موفقیت تجاری دارد. یکی از عوامل مهمی که به بهبود کیفیت کالا کمک می‌کند داشتن مدیریت موثر و کارا می‌باشد. بخشی از استانداردهای بین‌المللی ISO ۹۰۰۰ دقیقاً به ضرورت داشتن یک «سیستم مدیریت کیفیت» اشاره دارد و خیلی از سازمانها درخواست کرده‌اند تا مورد حسابرسی این سازمان قرار گیرند تا موفق به دریافت درک آن شوند. داشتن چنین مدرکی، فروش محصولات کارخانه را به مشتریانی که شرط اصلی خرید آنها داشتن این استاندارد بین‌المللی است آسانتر می‌کند. ولی باید در نظر داشت که ISO ۹۰۰۰ در این لحظه زمانی فقط مدرک تأیید در مورد رعایت «حداقل روشهای اجرائی مناسب» می‌دهد و به مسأله کیفیت کالا توجهی ندارد. ارائه محصولات با کیفیت پائین هنوز ریسکی است که عواقب آن باید بوسیله خریدار و فروشنده در نظر گرفته شود.

چارچوب مدیریت ریسک

مدیریت ریسک استراتژیک سه معنی مختلف استراتژیک را دربرمی‌گیرد:

اول: همان شناخت ریسکهای استراتژیک است (که در بالا به آن اشاره شد)

دوم: روش برخورد استراتژیک با مسأله ریسک و مدیریت آن است (یعنی تدوین استراتژی‌های لازم)

سوم: مدیریت ریسک در بالاترین رده سازمان یعنی رده استراتژیک

روش برخورد استراتژیک با مدیریت ریسک، که معمولاً به خاطر سیاست انجام کار، در بالاترین رده سازمانی انجام می‌گیرد بیشتر شامل انتخاب بهترین مجموعه از استراتژی‌های زیر می‌باشد:

۱- اجتناب از ریسک (بطور مثال جلوگیری از انجام یک فعالیت ریسک‌پذیر)

۲- کاهش ریسک یا کنترل زیان حاصل از آن (که معمولاً شامل در نظر گرفتن ریسکهای خطرناک در سازمان و برنامه‌ریزی مناسب برای کاهش آنها تا آنجایی که امکان داشته باشد).

۳- نگهداری یا ابتقاء ریسک (قبول کنید که این ریسک چه بخواهید یا نخواهید وجود دارد و باید آنرا یا از طریق بیمه محدود، بیمه کنید و یا ضررهای آن ریسک را بپذیرید.

۴- انتقال ریسک (از طریق بیمه کردن ریسک، مثل ریسک مسوولیت کارفرما، ریسک مسوولیت در مقابل جامعه و ریسک حاصل از فروش محصولات شرکت).

۵- پخش کردن ریسک (که این موضوع بیشتر در مورد مدیریت سرمایه‌گذاری صدق می‌کند)

در رده عملیاتی، مدیران معمولاً با در نظر گرفتن چارچوب استراتژی کلی سازمان، حق دارند به اندازه اختیارات محلی، از تکنیکهای اجتناب از ریسک، کاهش ریسک و کنترل زیان حاصل از ریسک استفاده کنند.

ریسک، همیشه با شناخت سوانح یا خطرات و تجزیه و تحلیل آنها بر مبنای میزان اثرگذاری بر سازمان شروع می‌شود و سپس بر مبنای اطلاعات جمع‌آوری شده و آگاهی، به ارزیابی ریسک از طریق انجام فرآیند اصلی زیر می‌پردازیم:

۱- تخمین یا برآورد میزان ریسک (اندازه‌گیری ریسک)

۲- سنجش ریسک (چقدر این ریسک نسبت به ریسکهای دیگر بزرگتر است؟)

۳- تصمیم‌گیری در مورد ریسک (آیا این ریسک با در نظر گرفتن معیارهای متداول روز قابل قبول است؟)

۴- اقدام لازم در مورد ریسک (چه مجموعه‌ای از استراتژی‌های لازم را بایداز بین استراتژی‌های ذکر شده در بالا انتخاب کرد؟)

معمولاً برای تجزیه و تحلیل، ارزیابی و یافتن وسایل لازم برای کنترل ریسک نیاز به تجربه، تخصص و اطلاعات کافی می‌باشد.

یک استراتژی جامع

در نظر گرفتن این موضوع که ریسک‌های مدیریتی و تغییرات سازمانی، از مدیریت ریسک و مدیریت تغییرات جداشدنی نیست، خیلی مهم است. در دنیایی که دائماً در حال تغییر و پیشرفت است. رفته رفته داشتن یک استراتژی جامع و کامل برای کنترل مجموعه‌ای از ریسکهای مختلف که در بالا به آن اشاره شد، لازم می‌باشد. اگر نگوئیم بقاء یک سازمان، باید قبول کرد که حداقل موفقیت آن، همان قدر که توسط یک نوع از ریسک خاص ممکن است مورد خطر قرار گیرد می‌تواند بوسیله هر ریسک دیگری نیز مورد خطر واقع شود (خواه آن ریسک واقعی، تجاری، وابسته و یا ناوابسته باشد). بنابراین برای اطمینان از درک و پاسخگویی صحیح از سوانح و ریسک، روش جامع و متصل برخورد با ریسک بهتر از روش منقطع و منفصل با آن است.

نتیجه‌گیری

جمهوری اسلامی ایران، مدتی است که برنامه عظیم رشد و توسعه اقتصادی و صنعتی را شروع کرده و در حال حاضر نیز مشغول اجرای برنامه دوم پنج ساله توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است. بنظر می‌رسد اقتصادی که زمانی صد درصد وابسته به درآمد نفت و گاز بوده و رفته رفته با ایجاد صنایع منظم و تولید محصولات برای صادرات، بطرف اقتصادی متناسب پیش می‌رود. خصوصی‌سازی صنایع دولتی نیز در حال انجام است. شرکتهایی که قبلاً دولتی بوده‌اند از حالا باید بفکر دوام رشد و شکوفایی خود باشند. نیاز مبرم به جلوگیری از ضررهای قابل اجتناب و همچنین تصمیمات عاقلانه در مورد ریسکهای بازرگانی، این فکر را تداعی می‌کند که مدیریت ریسک‌های استراتژیک می‌تواند به عنوان عامل مهمی در شکل‌گیری این تحولات مفید واقع گردد.



gl/l (1131)

gl/l (1131)

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع تحقیق

شهیدایت الله سیدحسن

مدرس

معلم مربوطه:جناب آقای دهباشی

تهیه کنندگان :امیر حاج عبدالپور

فهرست:

1.ولادت وتحصیلات ……………………………………… 3

2.دوران تدریس …………………………………………….4

3.در عرصه پژوهش ……………………………………… 5

4.مدرس دیانت درعرصه سیاست ………………………. 6

5.باتلاق استعمار ………………………………………….. 7

6.تیرگی وتباهی …………………………………………… 8

7.شهادت ………………………………………………….. 9

8.سخنان ………………………………………………….. 10

9.تألیفات ………………………………………………….. 10

10.حکایت هایی از زبان سرخ مدرس …………………. 10

ولادت و تحصیلات

شهید سیدحسن مدرس بر حسب اسناد تاریخى و نسب نامه اى که حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تنظیم نموده از سادات طباطبایى زواره است که نسبش پس از سى و یک پشت به حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام مى رسد. یکى از طوایفى که مدرس گل سرسبد آن به شمار مى رود طایفه میرعابدین است این گروه از سادات در دهکده ییلاقى ((سرابه )) اقامت داشتند. سید اسماعیل طباطبائى (پدر شهید مدرس ) که از این طایفه محسوب مى گشت و در روستاى مزبور به تبلیغات دینى و انجام امور شرعى مردم مشغول بود، براى آنکه ارتباط طایفه میرعابدین را با بستگان زواره اى قطع نکند تصمیم گرفت از طریق ازدواج پیوند خویشاوندى را تجدید و تقویت کرده ، سنت حسنه صله ارحام را احیا کند. بدین علت نامبرده دختر سیدکاظم سالار را که خدیجه نام داشت و از سادات طباطبایى زواره بود به عقد ازدواج خویش درآورد. ثمره این پیوند با میمنت فرزندى بود که به سال 1278 ق . چون چشمه اى پاک در کویر زواره جوشید. پدر وى را حسن نامید. همان کسى که مردمان بعدها از چشمه وجودش جرعه هایى نوشیدند. پدرش غالبا در ((سرابه )) به امور شرعى و فقهى مردم مشغول بود ولى مادر و فرزند در زواره نزد بستگان خویش بسر مى بردند تا آنکه حادثه اى (1) موجب شد که پدر فرزندش را که شش بهار را گذرانده بود در سال 1293 به قمشه نزد جدش میرعبدالباقى ببرد و محله فضل آباد این شهر را به عنوان محل سکونت خویش برگزیند. این در حالى بود که میرعبدالباقى قبلا از زواره به قمشه

مهاجرت کرده و در این شهر به فعالیتهاى علمى و تبلیغى مشغول بود.(2) سیدعبدالباقى بیشترین نقش را در تعلیم سیدحسن ایفا نمود و او را در مسیر علم و تقوا هدایت کرد و به هنگام مرگ در ضمن وصیت نامه اى سیدحسن را بر ادامه تحصیل علوم دینى تشویق و سفارش نمود زمانى که سیدعبدالباقى دارفانى را وداع گفت مدرس چهارده ساله بود.(3) وى در سال 1298ق . به منظور ادامه تحصیل علوم دینى رهسپار اصفهان گردید و به مدت 13 سال در حوزه علمیه این شهر محضر بیش از سى استاد را درک کرد.(4) ابتدا به خواندن جامع المقدمات در علم صرف و نحو مشغول گشت و مقدمات ادبیات عرب و منطق و بیان را نزد اساتیدى چون میرزا عبدالعلى هرندى آموخت . در محضر آخوند ملامحمد کاشى کتاب شرح لمعه در فقه و پس از آن قوانین و فصول را در علم اصول تحصیل نمود. یکى از اساتیدى که دانش حکمت و عرفان و فلسفه را به مدرس آموخت حکیم نامدار میرزا جهانگیرخان قشقایى است .(5) مدرس در طول این مدت در حضور آیات عظام سیدمحمد باقر درچه اى و شیخ مرتضى ریزى و دیگر اساتید در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و در اصول آنچنان مهارتى یافت که توانست تقریرات مرحوم ریزى را که حاوى ده هزار سطر بود، بنگارد. شهید مدرس چکیده زندگینامه تحصیلى خود را در حوزه علمیه اصفهان در مقدمه شرح رسائل که به زبان عربى نگاشته ، آورده است . وى پس از اتمام تحصیلات در اصفهان در شعبان 1311 ق . وارد نجف اشرف شد و پس از زیارت بارگاه مقدس نخستین فروغ امامت و تشرف به حضور آیه الله میرزاى شیرازى در مدرسه منسوب به صدر سکونت اختیار

نمود و باعارف نامدار حاج آقا شیخ حسینعلى اصفهانى هم حجره گردید. مدرس در این شهر از جلسه درس آیات عظام سیدمحمد فشارکى و شریعت اصفهانى بهره برد و با سید ابوالحسن اصفهانى ،

سیدمحمد صادق طباطبائى و شیخ عبدالکریم حائرى ، سید هبه الدین شهرستانى و سیدمصطفى کاشانى ارتباط داشت و مباحثه هاى دروس خارج را با آیه الله حاج سید ابوالحسن و آیه الله حاج سیدعلى کازرونى انجام

مى داد. مدرس به هنگام اقامت در نجف روزهاى پنجشنبه و جمعه هر هفته به کار مى پرداخت و درآمد آن را در پنج روز دیگر صرف زندگى خود مى نمود. پس از هفت سال اقامت در نجف و تاءیید مقام اجتهاد او از سوى علماى این شهر به سال 1318ق . (در چهل سالگى ) از راه ناصریه به اهواز و منطقه چهارمحال و بختیارى راهى اصفهان گردید.

 

دوران تدریس

مدرس پس از بازگشت از نجف و اقامت کوتاه در قمشه خصوصاً روستاى اسفه و دیدار با فامیل و بستگان ، قمشه را به قصد اقامت در اصفهان ترک و در این شهر اقامت نمود. وى صبحها در مدرسه جده کوچک

(مدرسه شهید مدرس ) درس فقه و اصول و عصرها در مدرسه جده بزرگ درس منطق و شرح منظومه مى گفت و در روزهاى پنجشنبه طلاب را با چشمه هاى زلال حکمت نهج البلاغه آشنا مى نمود. تسلط وى به هنگام تدریس در حدى بود که از این زمان به ((مدرس )) مشهور گشت . وى همراه با تدریس با حربه منطق و استدلال با عوامل ظلم و اجحاف به مردم به ستیز برخاست و با اعمال و رفتار زورمداران مخالفت کرد. زمانى پس از شکست کامل قواى دولت در درگیرى با نیروهاى مردمى ، اداره امور شهر اصفهان به انجمن ولایتى سپرده شد. صمصام السلطنه که به عنوان فرمانده نیروهاى مسلح عشایر بختیارى نقش مهمى در ماجراى مشروطیت داشت در راءس حکومت اصفهان قرار گرفت و در بدو امر مخارج قوا و خساراتى را که در جنگ با استبداد قاجاریه به ایشان وارد آورده بود به عنوان غرامت از مردم اصفهان آنهم با ضربات شلاق طلب نمود. مدرس که در جلسه انجمن ولایتى اصفهان حضور داشت و نیابت ریاست آن را عهده دار بود با شنیدن این خبر بشدت ناراحت شد و گفت حاکم چنین حقى را ندارد و اگر شلاق زدن حد شرعى است پس در صلاحیت مجتهد مى باشد و آنها (حاکمان قاجار) دیروز به نام استبداد و اینها امروز به نام مشروطه مردم را کتک مى زنند.(6) صمصام السلطنه با مشاهده این وضع دستور توقیف و تبعید مدرس مبارز را صادر کرد اما وقتى ماجراى تبعید این فقیه به گوش مردم اصفهان رسید کسب و کار خود را تعطیل و به دنبال مدرس حرکت کردند. این وضع کارگزاران صمصام را بشدت نگران کرد و خشم مردم ، حاکم اصفهان را ناگزیر به تسلیم نمود و با اجبار و از روى

ناچارى در اخذ مالیات و دیگر رفتارهاى خود تجدید نظر کرد و مدرس هم در میان فریادهاى پرخروش مردم که مى گفتند ((زنده باد مدرس ))، به اصفهان بازگشت . مدرس در ایام تدریس به وضع طلاب و مدارس علمیه و موقوفات آنها رسیدگى مى کرد و متولیان را تحت فشار قرار مى داد تا درآمد موقوفات را به مصرف طلاب برسانند. تسلیم ناپذیرى او در مقابل کارهاى خلاف و امور غیرمنطقى بر گروهى سودجو و فرصت طلب ناگوار آمد و تصمیم به ترور او گرفتند. اما با شجاعت مدرس و رفتار شگفت انگیز او این ترور نافرجام ماند و افراد مذکور

در اجراى نقش مکارانه خود ناکام ماندند.(7) آیه الله شهید سیدحسن مدرس در سنین جوانى به مقام رفیع اجتهاد رسید و از لحاظ علمى و فقهى مجتهدى جامع الشرائط، صاحب فتوا و شایسته تقلید بود و هر چند حاضر به چاپ رساله عملیه خود نشد، در فقه و اصول و سایر علوم دینى آثارى مفصل و عمیق از خود به یادگار نهاد و آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تاءلیفات فقهى او را ستوده و افزوده است که : از مدرس اجازه نقل حدیث داشته است .(8) آیه الله حاج سید محمد رضا بهاءالدینى در مصاحبه اى اظهار داشته است مرحوم مدرس یک رجل علمى و دینى و سیاسى بود و این گونه فردى مهم تر از رجل علمى و دینى است زیرا این مظهر ولایت است که اگر ولایت و سیاست مسلمین نباشد دیگر فروع اسلامى تحقق کامل نمى یابد.(9) مدرس با ورود به تهران در اولین فرصت درس خود را در ایوان زیر ساعت در مدرسه سپهسالار (شهید مطهرى

کنونى ) آغاز نمود و تاءکید کرد که کار اصلى من تدریس است و سیاست کار دوم من است .(10) وى در 27 تیرماه 1304 ش . که عهده دار تولیت این مدرسه گشت براى اینکه طلاب علوم دینى از اوقات خود استفاده بیشترى نموده ، و با جدیت افزونترى به کار درس و مباحثه بپردازند براى اولین بار طرح امتحان طلاب را به مرحله اجرا درآورد و به منظور حسن اداره این مدرسه ، نظام نامه اى تدوین کرد و امور تحصیلى طلاب را مورد رسیدگى قرار داد و براى احیا و آبادانى روستاها و مغازه هاى موقوفه مدرسه زحمات زیادى را تحمل کرد. عصرهاى پنجشنبه اغلب در گرماى شدید تابستان به روستاهاى اطراف ورامین رفته و خود قناتهاى روستاهاى این منطقه را مورد بازدید قرار مى داد و گاه به داخل چاهها مى رفت و در تعمیر آنها همکارى مى کرد و از اینکه با چرخ از چاه گل بکشد هیچ ابایى نداشت .(11) در این مدرسه شخصیتهایى چون آیه الله حاج میرزاابوالحسن شعرانى، آیه الله سیدمرتضى پسندیده (برادر بزرگتر حضرت امام )، شیخ محمدعلى لواسانى و … تربیت شدند.(12)

در عرصه پژوهش

مدرس در اصفهان و در سنین جوانى کتابى تحقیقى در فقه و اصول نگاشت که مقام فقهى او را به ثبوت مى رساند. از آن شهید رساله اى در فقه استدلالى به جاى مانده که اگر صاحبان فن و اهل نظر آن را بررسى کنند تصدیق مى نمایند که در صورت تکمیل ، این کتاب هم تراز کتاب مکاسب شیخ انصارى است .(13) مدرس اولین کسى بود که تدریس نهج البلاغه را در حوزه هاى علمیه

رسمى کرد و نخستین مجتهدى بود که این کتاب را جزو متون درسى طلاب قرار داد. شخصیتى چون حاج میرزا آقاعلى شیرازى ـ استاد شهید مطهرى ـ و آیه الله العظمى بروجردى نهج البلاغه را نزد شهید مدرس آموختند. از کارهاى مهم و درخور توجه این فقیه فرزانه تدوین تفسیرى جامع براى قرآن بود که علاوه بر جمع آورى تفاسیر خطى و چاپى عده اى از دانشمندان را براى نیل بدین مقصود به همکارى دعوت نمود و در صورتى که این طرح تفصیلى جامع به اجرا در مى آمد روشى بسیار عالى و سبکى تازه و عمیق بود. مدرس مدتها فلسفه تدریس مى کرد و در عرفان مهارت داشت و در زندان خواف براى عده اى از ماءموران قلعه اى که در آن به سر مى برد مثنوى را تفسیر مى کرد.(14)

آثار قلمى مدرس به شرح زیر است :

       1.     تعلیقه بر کفایه الاصول آخوند خراسانى .

       2.      رسائل الفقهیه که به کوشش استاد ابوالفضل شکورى بتازگى انتشار یافته است .

  

     3.     رساله اى در ترتب (در علم اصول فقه ).

       4.     رساله اى در شرط متاءخر (در اصول ).

       5.     رساله اى در عقود و ایقاعات .

       6.      رساله اى در لزوم و عدم لزوم قبض در موقوفه .

       7.     کتاب حجیه الظن (در اصول ).

       8.     شرح رسائل شیخ مرتضى انصارى .

     

  9.      حاشیه بر کتاب النکاح مرحوم آیه الله شیخ محمد رضا نجفى مسجدشاهى .

      10.دوره تقریرات اصول میرزاى شیرازى .

     

  11.رساله اى در شرط امام و ماءموم .

       12.کتابى در باب استصحاب (در علم اصول ).

       13.کتاب احوال الظن فى اصول الدین .

       14.شرح روان بر نهج البلاغه .

       15.اصول تشکیلات عدلیه با (همکارى دیگران ).

      16.زندگینامه ((خودنوشت )) که براى روزنامه اطلاعات فرستاده است .

 

مدرس دیانت در عرصه سیاست

در اصل دوم متمم قانون اساسى ایران پیش بینى شده بود که قوانین مصوبه مجلس شوراى ملى باید زیر نظر هیاءتى از علما و مجتهدان طراز اول باشد. به موجب این اصل در هر بار باید حداقل پنج نفر از مجتهدان در مجلس حضور داشته و بر قوانین مجلس ناظر باشند و مفاد آن از نظر شرعى به تاءیید و امضاى آنها برسد. در دوره دوم مجلس از سوى فقها و مراجع تقلید شهید مدرس به عنوان مجتهد طراز اول برگزیده شد تا به همراه چهار نفر از مجتهدان دیگر به مجلس رفته ، بر قوانین مصوب آن نظارت داشته باشد. شهید مدرس پس از 194 جلسه که از مجلس دوم

گذشت در تاریخ 28 ذیحجه 1328 ق . در مجلس حضور یافت ولى از جلسه دویستم به ایراد نطق پرداخت .وقتى که مدرس قدم به ساحت مجلس گذاشت بعضى فکر مى کردند او یک روحانى معمولى است و باور نمى کردند که این سید لاغر اندام با عصاى چوبى و لباس کرباس بزودى تمام امور را به دست گرفته ، در بحث و استدلال کسى حریفش نمى شود. موقعیت حساس ایران و بى کفایتى زمامداران و نفوذ کامل بیگانگان شرایطى را بر ایران تحمیل ساخت که با استقامت و پایدارى شهید مدرس برخى از این شرایط تحمیلى خنثى گردید. یکى از این موارد اولتیماتوم ننگین دولت روس به هم دستى دولت انگلیس بود ذیحجه 1329 که طى آن خواهان اخراج مستر شوستر (که مشغول رسیدگى به امور مالى ایران بود) گردید.(15) شهید محمد خیابانى و شهید مدرس به مخالفت با این اولتیماتوم پرداختند. بر اثر این مخالفت و نیز تظاهرات مردم به تبعیت از روحانیون ، در مجلس موفق نشد براى جواب دادن به دولت روس تصمیمى اتخاذ کند.(16) در گیر و دار جنگ خانمانسوز جهانى اول که هنوز از عمر مجلس سوم یک سال نگذشته بود نخست

وزیر وقت و مستوفى الممالک به طور رسمى ایران را در این جنگ به عنوان دولت بیطرف اعلام کرد. ولى روس و انگلیس بیطرفى ایران را نادیده انگاشته ، مرکز حکومت ایران از سوى بیگانگان مورد تهاجم قرار گرفت به همین سبب گروهى از نمایندگان به منظور مخالفت با این حرکت و ضدیت با قواى متجاوز، مهاجرت را آغاز کردند که در حقیقت یک قیام عمومى و

همه جانبه بود که رفته رفته افرادى از همه طبقات بدان پیوستند و شخصیتهاى سرشناسى چون مدرس ، حاج سیدنورالدین عراقى و حاج آقا نورالله اصفهانى در بین آنها دیده مى شدند. در شهر قم مهاجران کمیته دفاع ملى تشکیل دادند که در مصاف با روسها ناگزیر به عقب نشینى شده ، بسوى غرب کشور رفتند و در این نواحى دولت موقتى تشکیل دادند که وزارت عدلیه و اوقاف آن را شهید مدرس عهده دار بود. در این برنامه گروهى به تحریکات انگلیس و روس قصد ترور مدرس و رئیس دولت یعنى نظام السلطنه مافى را داشتند که توطئه آنان کشف و خنثى گردید.(17) شهید مدرس به همراه عده دیگرى از رجال نامى عازم قلمرو عثمانى شد و در نهایت ساده زیستى به محض ورود به استانبول در مدرسه ایرانیان این شهر به

تدریس علوم دینى پرداخت ولى پس از مدتى سلطان محمد پنجم پادشاه عثمانى از وى  دعوت کرد که براى ملاقات ومذاکره در قصر او حضور یابد. مدرس در این ملاقات با استقامت و شجاعت و اعتماد به نفس شگفت انگیزى سخن گفت و از دولت عثمانى خواست تا از الحاق قسمتى از خاک آذربایجان به کشورش جلوگیرى به عمل آورد.(18) وى در ملاقات با دیگر شخصیتهاى این کشور از وحدت مسلمین و زمینه هاى اقتدار مسلمانان و پیشرفت اسلام سخن گفت .(19)

باتلاق استعمار

نمونه دیگرى از تجلى شجاعت و شهامت مدرس مخالفت آن فقیه بزرگوار با قرارداد استعمارى وثوق الدوله است . یادآورى مى شود که وثوق الدوله قراردادى را که هفت ماده و یک ضمیمه داشت به صورتى کاملا محرمانه با انگلستان منعقد نمود. نامبرده در زمان انعقاد این نامه ننگین (سال 1298 ش . بود) نخست وزیرى را داشت . مدرس در خصوص خطرهاى این قرارداد اظهار داشت روح این قرارداد استقلال مالى و نظامى ایران را از بین مى برد. از تلگراف سرپرسى کاکس انگلیسى به سرلرد کروزن بر مى آید که مدرس از مهم ترین عوامل ضدیت با این قرارداد بوده است .(20) بدین نحو او با رهبرى مبارزات مجلس بزرگترین قدرت استعمارى زمان خود یعنى انگلستان را به زانو درآورد ولى با نهایت تواضع چنین افتخارى را به ملت ایران نسبت داد.(21) حیله گران انگلیس که قدرت مبارزه و نفوذ روحانیت متعهد را به طور عینى مشاهده کردند تصمیم گرفتند به منظور کاستن از فروغ این اقتدار معنوى و استمرار سلطه خویش بر ایران ، نظامى را به وجود آورند تا ستیز با روحانیت و باورهاى دینى را اساس کار خود قرار دهد. فردى که براى اجراى مطامع و این حیله جدید استعمار انتخاب گردید سید ضیاءالدین طباطبائى مدیر روزنامه رعد بود که به انگلستان تمایل داشت و در صدد آن گردید تا با کودتاى ننگین سوم اسفند 1299 روح قرارداد وثوق الدوله را در کالبد دیگر بدمد. در همان زمان مدرس با هوش ذاتى و فراستى که داشت فهمید که حرکت وى ساخته و پرداخته انگلستان است و پس از چهل سال که اسناد وزارت خارجه

انگلستان انتشار یافت پیش بینى خود را به اثبات رسانید.(22) شخص دیگرى که در انجام این کودتا

نقش مهمى بر عهده داشت رضاخان بود که بعدها به رضاخان پهلوى معروف شد. در نیمه شب سوم اسفند 1299 نیروهاى قزاق به سرکردگى این خائن خائف وارد تهران شده ، با همدستى و توافق قبلى شهربانى به دستگیرى مبارزان و افراد آزادى خواه پرداخت و بلافاصله حکومت نظامى اعلام شد. مدرس که چون خارى در چشم این خودباختگان بود، در همان لحظات اول دستگیر و روانه زندان گردید. موقعى که او را از خانه به تبعیدگاه قزوین مى بردند به درخت زردآلویى که در باغچه خانه اش بود اشاره کرد و به فرزندش گفت نگران من نباشید، با شکفتن این شکوفه ها باز مى گردم . پیش بینى او درست از آب درآمد و دوران زندانى مدرس در کابینه سیاه سیدضیاء 93 روز طول کشید که این مدت پایان عمر کوتاه این کابینه بود.

 تیرگى و تباهى

یکى از حوادث اسفبار که با دوران مجلس چهارم مصادف بود طغیان رضاخان در مقام وزارت جنگ است . وى سعى داشت امور نظمیه ، بودجه و قواى نظامى را تحت اختیار خود قرار دهد. شهید مدرس بدون آنکه از تشکیلات عنکبوتى رضاخان هراسى به دل راه دهد با قدرت معنوى فوق العاده اى مبارزه با این چهره منفور را

آغاز کرد و در جلسه 148 دوره چهارم مجلس که مصادف با 12 مهر 1301 بود نطقى علیه رضاخان بیان کرد و

اظهار داشت : در وضع کنونى امنیت مملکت در دست کسى است که اغلب ما از دست او راضى نیستیم و باید بدون ترس و پرده بگویم که ما قدرت داریم او را عزل کرده بر کنارش کنیم !(23) رضاخان براى فریب مردم و عملى ساختن برنامه هاى استعمار آرزوى موهوم جمهورى خواهى را در اندیشه مخدوش خود پرورانید و با دست عوامل بیگانه آبیارى نمود. این حرکت بظاهر مردمى و در باطن ضد استقلال و هویت فرهنگى ایران بنا به تصمیم انگلستان جهت تمرکز قدرت در شخص رضاخان طرح شده بود. مدرس زودتر از همه خطر این آشوب را حس کرد و در صدد چاره برخاست . تدین که از طرفداران جدى رضاخان بود سعى کرد به هنگام سخنرانى مدرس در مخالفت با جمهورى نمایندگان طرفدار خود را از جلسه خارج کند که موفق نشد ولى در خارج جلسه و هنگام تنفس ، شخصى به نام حسین بهرامى معروف به احیاء السلطنه پس از مشاجره اى لفظى به تحریک تدین بر گونه مدرس سیلى محکمى نواخت ! صداى این سیلى که به گونه مجتهدى آگاه برخورده بود چون تندر در تهران پیچید و مانند کبریتى که به انبار باروت برسد انفجارى در شهر به وجود آورد و در واقع سیلى عظیم از مردم مسلمان را به سوى مجلس راه انداخت. طرفداران رضاخان با درماندگى رضاخان را از راهى مخفیانه از مجلس بیرون بردند و شهید

مدرس با آرامش کامل به میان مردم آمد و از بیدارى و آگاهى آنان تشکر کرد. فریادهاى رعدآساى مردم همچنان استمرار داشت و رضاخان که این حرکت را شکستى مفتضحانه براى خود دید در روز 18 فروردین 1302 ش . به حالت قهر به بومهن (واقع در 40 کیلومترى تهران ) رفت . بعد از رفتن وى مزدوران رضاخان مجلس را تهدید کردند که باید سردار سپه را برگردانند و شایعه کردند در غیر این صورت کودتا مى شود. ولى شهید مدرس به نمایندگان دلدارى داد و گفت : نترسید که او نمى تواند کودتا کند!(24) ولى اکثر نمایندگان سخن مدرس را قبول نکرده ، گروهى را برگزیدند تا سردار سپه را برگردانند و هیاءتى دوازده نفرى

به سرپرستى مصدق السلطنه ماءمور اجراى این کار شدند.(25) پس از بازگرداندن رضاخان با حیله اى که گروهى از نمایندگان تدارک دیده بودند شهید مدرس را به بهانه آنکه رضاخان مى خواهد از در دوستى درآید در

منزل قوام السلطنه معطل کردند و در غیاب او مجلس با 92 راءى به سردار سپه اظهار تمایل کرد. در مجلس پنجم و در حالى که مسلمانان مبارز در توقیف و تبعید بودند و از هر سو فشارهاى زیادى به مدرس و یارانش وارد مى آمد مدرس تنها راه چاره را مطرح کردن مساءله استیضاح دانست و در هفتم مرداد 1303 با مقدمه اى ماهرانه و به دور از خشونت و جدل جنایات رضاشاه را افشا کرد و متن استیضاح را که به امضاى وى و تنى چند از یاورانش رسیده بود قرائت نمود. ولى به دلیل جنجال و هیاهویى که طرفداران رضاخان و گروهى اراذل و اوباش به راه انداختند

استیضاح مطرح نشد و به وقت مناسب ترى موکول گردید. در دوره ششم مجلس مدرس ریاست سنى مجلس را عهده دار بود. در این مقطع مدرس و طرفدارانش تحت فشار بیشترى بودند و آن سید وارسته کمتر به مجلس مى رفت و بیشتر مشغول تدریس بود و وقتى مخالفان و معاندان مشاهده کردند که فریاد حق طلبى مدرس خاموش نخواهد شد تصمیم به ترور او گرفتند که این حرکت آنان نافرجام ماند و تیرهاى شلیک شده بازو و کتف مدرس را مجروح کرد و مدرس پس از 64 روز سلامتى خود را بازیافت و در 11 دى ماه 1305 در مجلس حاضر شد. با فرارسیدن دوره هفتم مجلس شوراى ملى در سال 1307 رضاخان تصمیم گرفت به هر نحو ممکن از ورود مدرس و یارانش به مجلس جلوگیرى کند و به همین دلیل انتخاباتى کاملا فرمایشى برگزار کرد. به نحوى که حتى یک راءى به نام مدرس از صندوقها بیرون نیامد به همین علت مدرس در مجلس درس خود گفت :

(اگر) 20 هزار نفر از مردمى که در دوره گذشته به من راءى دادند همگى مرده باشند یا راءى نداده باشند پس

آن یک راءى را که خودم به خودم دادم چه شده است

شهادت

سرتیپ درگاهى رئیس شهربانى تهران که عداوتى خاص با مدرس داشت در پى فرصتى مى گشت تا عقرب صفت زهر خود را فرو ریزد. به همین منظور در شب دوشنبه شانزدهم مهرماه 1307 به همراه چند پاسبان مسلح به منزل مدرس رفته ، پس از مضروب و مجروح کردن اهل

خانه و زیر کتک گرفتن شهید مدرس وى را سر برهنه و بدون عبا دستگیر کردند و به قلعه خواف تبعید نمودند. آن شهید والامقام دوران تبعید را على رغم اوضاع مشقت بار با روحى شاداب و قیافه اى ملکوتى سپرى کرد.(26) آن فقیه فرزانه پس از 9 سال اسارت در قلعه خواف به دنبال اجراى نقشه رضاشاه روانه کاشمر گردید و در حوالى غروب 27 رمضان 1356 ق . مطابق با دهم آذر 1316 ش . سه جنایتکار و خبیث به نامهاى جهانسوزى ، خلج و مستوفیان نزد مدرس آمده و چاى سمى را به اجبار به او دادند و چون دیدند از اثر سم خبرى نیست عمامه سید را در حین نماز از سرش برداشته ، برگردنش انداختند و آن فقیه بزرگوار را به شهادت رساندند. مشهد این فقیه فرزانه در شهر کاشمر زیارتگاه

عاشقان معرفت و شیفتگان حقیقت مى باشد. سخن را با کلامى از امام خمینى ـ قدس سره ـ درباره شهید مدرس به پایان مى بریم.((… در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب براى او کوتاه و کوچک است ستاره درخشانى بود بر تارک کشورى که از ظلم و جور رضاشاهى تاریک مى نمود و تا کسى آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالیمقام را نمى تواند درک کند)). (27)

سخنان :

ما خـودمان صـاحب خـانه هستیـم. ما را آزاد بگذاریـد که صلاح و فساد خودمان را مى دانیم. سزاوار نیست که ما بـا امضاء خـود آزادى و استقلال خـویـش را از دست

داده و تـرک کنیـم، منشـاء سیاست ما دیانت ماست، ما نسبت به دول دنیـا دوست هستیـم، چه همسـایه و چه غیـر همسـایه، چه جنوب چه شمال، چه شرق، چه غرب، هر کـس متعرض ما شود، متعرض آن مـى شـویـم، هـر چه بـاشـد هـر که بـاشـد. اختلاف من با رضا خان بـر سـر کلاه و عمامه نیست مـن با اساس ایـن دستگاه مخالفم

 تألیفات :

تألیفات شهید مدرس عبارتند از : 1 ـ رساله اى در عقود. 2 ـ رساله اى در شرط متاخر. 3 ـ کتاب الظن 4 ـ کتاب فى بعض اموال فى اصول الدین. 5 ـ کتاب مبحث الاستصحاب. 6 ـ رسـاله فـى شـرایط الامـام و المـاموم.

حکایت هایی از زبان سرخ مدرس

*در انتخابات دوره ی هفتم مجلس هنگامی که مدرس رای نیاورد از رئیس شهربانی پرسید: " در دوره ی ششم من ۱۴ هزار رای داشتم. در این دوره اگر از ترس شما کسی به من رای نداد پس آن رای که خودم به خودم دادم کجا رفت ؟!

*شبی "یزدان پناه" از جانب رضا خان ده هزار تومان پول آورد که "بگیر و ساکت باش". پاسخ شنید که: "بگذار زیر تشک. برو به اربابت بگو تا دینار آخر خرج نابودی تو خواهد شد. اگر رضا داد که هیچ و گرنه بیا و از همانجا بردار و برو."

*رضا شاه روزی آنقدر از دست مدرس عصبانی شد که یقه ی او را گرفت و فریاد زد: " سید! آخه از جون من چه می خواهی ؟" مدرس هم با همان لهجه ی شیرین اصفهانی جواب داد: "می خوام تو نباشی!"

*چاقو کشان رضا خان جلوی مجلس جمع شده بودند و شعار می دادند: "مرگ بر مدرس"مدرس در جوابشان گفت: "اگر مدرس بمیرد که دیگر کسی به شما پول نخواهد داد!"

*در یکی از جلسات مجلس ششم یکی از نمایندگان درباره ی دادگستری می گفت: "سابقا دادگستری ما طوری بود که به زحمت می شد به آن نام دادگستری داد. آن قدر وضع آشفته و درهمی داشت که مدتها از ما وقت گرفت تا مرتب و منظم شد. سابقا همه ی ملل به دادگستری ما می خندیدند ولی حالا…" در این هنگام یک دفعه مدرس خونسرد فریاد زد: " حالا هم می خندند!"

منابع

1.اینترنت


پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه روانشناسی


عنوان کامل پایان نامه :  اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران تکه هایی از این پایان نامه : خلاقیت و ویژگیهای شخصیتی : بازبودن رابطه خلاق و خصوصیات بالقوه انسان باعث شده است تا این خصوصیات درطیف وسیعی از ویژگیهای خاص طبقه بندی شود بطوریکه پاره ای ازاین ویژگیها را […]


پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه


عنوان کامل پایان نامه :  اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران تکه هایی از این پایان نامه : خلاقیت و آموزش : خلاقیت چیزمرموزی نیست که فقط دراختیار عده ای خاص باشد ، هرکسی می تواند آن را فرا گیرد اما توسعه این قابلیت و تبدیل آن به مهارت ، […]


پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی


عنوان کامل پایان نامه :  اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران تکه هایی از این پایان نامه : خلاقیت و فواید آن : 1- مهارتهای خلاقیت باعث غنای زندگی میشوند زیرا از این مهارتهای تفکر میتوان در منزل به هنگام تفریح و به خصوص در رابطه با دیگران استفاده کرد […]


پایان نامه آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی


عنوان کامل پایان نامه :  اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران تکه هایی از این پایان نامه : نظام آموزش و پرورش سنتی: م             برخی مسائل فرهنگی در هر جامعه می تواند مانعی بر سر راه بروز خلاقیت باشد به عنوان مثال جامعه امریکا […]


دانلود پایان نامه تاثیر خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی


عنوان کامل پایان نامه :  اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران تکه هایی از این پایان نامه : کارآفرینی و توسعة اقتصادی : نقش کارآفرینی در توسعة اقتصادی منحصر به افزایش بازده و درآمد سرانه نیست، بلکه شامل پایه گذاری و آغاز اعمال تغییرات ساختاری در فعالیت اقتصادی و اجتماعی […]


۱ ۲
Designed By Erfan Powered by Bayan